برگزاری کلاس زبان تخصصی کلام و فلسفه دین

برگزاری کلاس زبان تخصصی کلام و فلسفه دین

برگزاری کلاس زبان تخصصی کلام و فلسفه دین

مدرس: دکتر محمد جاودان

زمان: سه شنبه ها ساعت 16 (شروع از 28 آذر)

مکان: پردیسان، بلوار شهید مولوی، دانشگاه ادیان و مذاهب، سالن کتابخانه، سالن کنفرانس شهید بهشتی

* علاقه مندان برای ثبت نام و حضور در کلاس ها، مشخصات (نام، نام خانوادگی، نام پدر، کد ملی، عنوان درس) را به سامانه پیامکی 30007227007705 ارسال نمایند.

* حضور برای عموم (برادران و خواهران) آزاد است.

آیین معرفی و بررسی کلان طرح اندیشه نامه متکلمان امامیه

سخنرانی دکتر محمدتقی سبحانی

در آیین معرفی و بررسی کلان طرح اندیشه نامه متکلمان امامیه

حجم: 10 مگابایت

متن سخنان دکتر محمدتقی سبحانی (با اندکی ویرایش و اصلاح):

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

مطالب را در سه بخش تقدیم می‌کنم:

1. اساساً چرا ما سراغ تاریخ تفکر امامیه می‌رویم و از چه رو باید در این زمینه سرمایه گذاری انسانی، مالی و معرفتی کرد؟

2. اشاره می‌کنم که برای بازشناسی تاریخ کلام امامیه چه گام‌هایی در این پروژه پیش بینی شده است و اندیشه‌نامه‌های متکلمان چه جزئی از این پازل کلی را پوشش می‌دهد؟

3. به برخی از کمبودها و آسیب‌ها اشاره می‌کنم و احیاناً تقاضا برای همراهی و همکاری بیش‌تر تا این پروژه با سرعت بیش‌تر و کیفیت بهتر به سرانجام برسد.

بخش اول

اما در بخش اول می‌خواهم در محضر اساتید و محققان ارجمند نظر خودم را در باب اهمیت مطالعه‌ی تاریخ کلام امامیه در این مقطع تاریخی عرض کنم و به گمانم این بحث و پیگیری این پروژه -اگر نگویم مهم‌ترین کاری است که ما باید در حوزه‌ی علمیه و حوزه‌ی فکر شیعه دنبال کنیم- بی‌تردید در صدر پروژه‌ها و جزء اولویت‌های اولی است که ضرورت دارد به صورت جدی و با سرعت به آن بپردازیم. دلایل خود را برای اهمیت تاریخ کلام امامیه به اجمال عرض می‌کنم:

1.اعتقادمان بر این است که فهم میراث و تفکر امامیه حتی آن چیزی که امروز با آن سر و کار داریم و به تعلیم و تحقیق آن می‌پردازیم در گرو فهم درست تاریخ و پیشینه‌ی اندیشه متکلمان ماست. تردیدی نداریم که آن چیزی که امروز محققان ما می‌گویند یا بزرگان ما در طول تاریخ گفته‌اند، همه برگرفته از ثمرات اندیشمندان پیش از خود آن‌ها بوده است. اگر چنین باشد، فهم نکته‌های دقیق و اساسی یک اندیشه بدون توجه به پیشینه آن مسئله، ظرفیت تاریخی آن و آرائی که دیگران در آن باب گفته‌اند، کاری دشوار است. ادعای کلی ما این است که فهم دقیق میراث کلامی ما، اعم از میراث اهل بیت یا میراث علمای امامیه، در گرو شناخت پس‌زمینه‌های تاریخی، فرهنگی، اجتماعی تاریخ فکر امامیه است.

برای مثال این‌که چگونه شد در یک نقطه تاریخی مسئله‌ای مانند اصالت وجود یا اصالت ماهیت مطرح شد، پیشینه تاریخی می‌خواهد. به گمانم ما گاهی اوقات در ساحت فلسفه و کلام خودمان مسائل را طوری تقریر می‌کنیم که خیلی بدیهی، سطحی و ساده جلوه می‌کند.

بارها و بارها اساتید مثال زده‌اند که دعوای خالق یا مخلوق کلام الهی، دعوایی سخیف است! اگر منظور الفاظ است که روشن است و اگر منظور معانی است، باز هم مطلب روشن است؛ بعد اشعری پیدا شود و کلام نفسی را مطرح کند. فهم معنای خالق یا مخلوق بودن کلام در گرو فهم تاریخی این مسئله است. اگر امروز می‌بینیم حتی برخی از روشن‌فکران ما در بحث وحی، مسئله‌ی کلام نفسی اشعری را زنده می‌کنند و اگر کسانی مانند ابن‌عربی دوباره ما را به مقوله‌ی کلام نفسی ارجاع می‌دهند، این باید برای یک محقق هشدار باشد که مسئله‌ی کلام به این سادگی که ما تقریر می‌کنیم نیست. همین‌جا در روایات اهل بیت وقتی پرسیده شد که کلام خدا خالق است یا مخلوق، فرموده‌اند: لا خالقٌ و لا مخلوق. (تفسیر عیاشی، ج 1، ص 6، ح 14.) چند نفر توانسته‌اند این فرمایش معصوم را به لحاظ معنایی و معرفتی توضیح دهند؟ دعوا چه بود که امام چنین می‌فرمایند؟

2. ضرورت دوم، موقعیت تاریخی است که ما امروز در آن قرار داریم؛ عصر نوگشایی فرهنگ و تمدن شیعه. باز آمدن شیعه به صحنه‌ی فرهنگ و تمدن اقتضائاتی دارد. یکی از این اقتضائات، بازشناسی و بازسازی و نوفهمی اندیشه‌های تشیع است. امروز این‌جا و آن‌جا سخن از اصلاح و تجدید فکر دینی و فکر شیعی می‌شود. امروز عده‌ای از داخل و خارج دنیای تشیع، سخن از تأصیل فکر شیعی (اصیل‌سازی اندیشه‌ی شیعه) می‌گویند. امروز هم می‌بینید در هر حادثه‌ای رخ می‌دهد یا مناسبتی پیش می‌آید، دوباره این دعوا که این مقوله‌ای شیعی است یا تاریخی و چه میزان به نص و چه میزان به عرف باز می‌گردد، دوباره زنده می‌شود. این‌ها همه نشان می‌دهد که تشیع در حال پوست انداختن و بازنگری است. بازماندن ما از این تحولات تاریخی و عقب افتادن ما از فرآیند نوفهمی و نوسازی تشیع، فرمان مدیریت تشیع را در این لحظه‌ی تاریخی از ما خواهد گرفت. دیگران در بیرون حوزه‌های علمیه و بیرون تشیع، به جد به دنبال شناخت این تاریخ و این هویت‌اند و با رنگ و نگاه خودشان این تاریخ را خواهند نوشت. اگر حوزه در این صحنه سهیم نباشد و به میدان نیاید، به گمانم از این صحنه عقب می‌ماند و بعد آن‌جاست که ما باید به دنبال دیگران باشیم که یا آن‌ها را نقد کنیم یا از آن‌ها تقلید کنیم.

در همین بخش بد نیست این نکته را در محضر اساتید محترم عرض کنم که ما در بخش اصلاح فکر شیعی سه مقوله اصلی داریم که این سه مقوله اصلی همه در گرو فهم تاریخ کلام امامیه است:

  • آیا اصلاح فکر شیعی ضرورت دارد یا نه؟ آیا ما اساساً آسیبی داریم و ضرورتی برای اصلاح این آسیب هست یا نیست؟
  • در چه ناحیه‌هایی آسیب است و اصلاح چگونه باید صورت بگیرد.
  • اگر ضرورت دارد و آن نقطه را شناختیم، چگونه باید اصلاح کنیم؟ روش نقد این هویت و فرهنگ و روش اصلاح آن چگونه است؟ چه ناحیه‌هایی باید پرورده شود؟ تورم در کدام بخش‌هاست و باید این‌ها اصلاح شود؟

تمام این پرسش‌های تحقیقی در حوزه اصلاح فکر شیعی در گرو شناخت درستی از تاریخ فکر امامیه است.

3. امروز تفکر شیعه مورد هجمه‌ی شدید مخالفان یا رقباست که در آن هیچ تردیدی نیست و پیش‌بینی ما این است که در دهه‌ی آینده این هجمه به بنیادهای کلامی شیعه عمیق‌تر و گسترده‌تر خواهد و حتی از الآن می‌توانیم تشخیص دهیم که کدام جبهه‌های درگیری با غیر شیعه فعال خواهد شد. از آن سو بزرگان ما از قدیم (از قدیم دوره‌ی معاصر) گفته‌اند ما نیازمند کلام جدید هستیم. این کلام باید نوسازی و امروزی و اصلی بشود. کلام باید کاربردی و ناظر به نیازهای روز شود.

در یک بحثی عرض کرده‌ایم که رسیدن به کلام جدید، نوسازی دانش کلام و مقابله با این هجمه‌ها بدون شناخت هویت این مجموعه و این میراث ممکن نیست. تجربه‌ی 30 سال پژوهش‌های حوزه فلسفه‌ی دین و کلام جدید در ایران نشان داد که بدون توجه به میراث گذشته کلام امامیه، رفتن در این مسیر رفتن در حکم رفتن در یک میدان مین است. خود ما از سردمداران کسانی بودیم که به دنبال فلسفه دین و کلام جدید و این مسائل بودیم و هنوز هم اعتقاد داریم که باید در این میدان آمد. من زمانی متوجه اهمیت بحث بازگشت به میراث شدم که خودم درست در وسط میدان درگیری مباحث فلسفه‌ی دین و کلام جدید بودم. احساس می‌کردم دوستان ما، فضلای فهیم ما وقتی وارد یک مسئله‌ی کلامی می‌شوند چون نمی‌دانند این مسئله چه پیشینه‌ای دارد و میراث ما در کجاست، گاهی اوقات اسیر این دام می‌شوند و خودشان راهی را می‌روند که احیاناً جریان‌های مقابل در واقع جلوی ما گذاشته‌اند.

اعتقادمان این است که کلام جدید، فلسفه دین، معرفت شناسی مدرن، این‌ها زمانی می‌تواند به سود اندیشه امامیه و تشیع باشد که ما این‌ها را به آن میراث پیوند بزنیم. نمی‌گویم تقلید کنیم؛ بلکه نقد عالمانه و جدی کنیم؛ امّا بشناسیم و نقد کنیم. بدون این‌که ما بدانیم در میراث کلامی گذشته ما تا امروز چه دستاوردهایی وجود داشته و این مسائل چگونه در طول تاریخ غلت خورده تا به ما رسیده است، امروز نشستن و مسئله نو حل کردن به گمانم یک خطای بزرگ معرفتی است.

4. بازسازی دانش‌های اسلامی که امروز ما به جد به آن نیازمندیم در این‌جا و آن‌جا و در حوزه علمیه به دنبال آن هستیم، در گرو تاریخ کلام است. بازسازی همه‌ی دانش‌های اسلامی در دوره‌ی جدید با وضعیت امروز تشیع، با برپایی نظام جمهوری اسلامی، با اقتداری که حوزه‌های علمیه از نظر اجتماعی و معرفتی و امکانات دارند، ضروری است. ما امروز از فقه جدید یا تحول در فقه سخن می‌گوییم. دوستان اساتید من بهتر می‌دانند که فقه ما بازبسته‌ی کلام ماست. امروز ما در یادروز مرحوم شیخ مفید هستیم. شیخ مفید قبل از این‌که یک فقیه باشد، یک متکلم است. آثار کلامی این‌ها کاملاً نشان می‌دهد که جهت‌گیری به سمت همه‌ی دانش‌هاست و ریشه‌های کلام در همه‌ی دانش‌های این‌ها معلوم است. عزیزان آثار اصولی و فقهی بزرگان بغدادی ما را مرور کنند و ببیند در الذریعه‌ی سید مرتضی و در عدة الاصول شیخ طوسی تمام ریشه‌های کلامی معلوم است. متأسفانه فقه ما از کلام برید، دانش اخلاق ما از کلام برید، علم اصول ما از کلام برید، نظام معرفت‌شناسی ما از ریشه‌های کلام بریده است و بازسازی این علوم بدون تحول در کلام ممکن نیست. اگر امروز فقه سیاسی امروزی و پیشرفته می‌خواهیم، باید کلام سیاسی پیشرفته داشته باشیم و کلام سیاسی بدون بنیادهای معرفتی تاریخی ما ممکن نیست. ما هنوز نمی‌دانیم متکلمان ما در کدام باب‌ها و با چه زبانی از سیاست سخن گفته‌اند. چگونه ما امروز می گوییم فقه سیاسی و کلام سیاسی می‌خواهیم؟!

ادعا می‌کنیم که زیرساخت همه‌ی دانش‌های اسلامی کلام است. اگر امروز انحطاطی در دانش‌هایی مانند فقه دیدیم محصول انحطاط در کلام است و اگر می‌خواهیم این‌ها تحول پیدا کنند نقطه اساسی تحول باید از کلام شروع شود. از درون کلام رنجور تاریخی امروز ما، فقه نو در نمی‌آید؛ مگر فقه انحرافی. اگر فقه جدید می‌خواهیم، بنیاد جدید کلامی می‌خواهیم. نگره‌ی ما باید نسبت به انسان، نسبت به جهان، نسبت به خدا عوض شود. اگر فقه ما بر بنیاد تکلیف و حکم بنا شده، این تکلیف را متکلمان بغداد ما بنیاد گذاشته‌اند. مفهوم تکلیف در نسبت میان انسان و خدا ساخته و نظریه‌پردازی‌شده شیخ مفید و سید مرتضی است. بر بنیاد این کلام اساس فقه ما شکل گرفته است. امروز بعضی از عزیزان می‌گویند نسبت میان انسان و خدا باید از نسبت تکلیف تغییر کند؛ بسیار خوب، ما با شما همراهیم، در کجا قرار است تغییر دهیم؟ در فقه قرار است مفهوم تکلیف را تغییر دهیم؟ مگر امکان‌پذیر است؟ این کار یک بازگشت به انسان شناسی و یک بازگشت به خداشناسی می‌خواهد تا در یک جهان‌شناسی جدید بگویید رابطه‌ی انسان و خدا فقط تکلیف نیست و در نتیجه فقهِ تکلیف‌مدار -به قول آقایان- بشود فقه حق‌مدار (من به مدعا کار ندارم) یا به تعبیر ما بشود فقه انسان‌ساز. زیر ساخت کلام ما باید تغییر کند.

5. پنجمین وجهه ضرورت پرداختن به تاریخ کلام بحث بومی سازی علوم انسانی است. این را من در جایی دیگر و شاید در همین پژوهشگاه محترم در برنامه‌ای عرض کردم که بومی‌سازی علوم انسانی بدون تحول و تطور و تکامل کلام و البته در کنار آن فلسفه ممکن نیست.

پس تحول در حوزه معرفت، تکامل در حوزه‌ی معرفت اسلامی و شیعی و امامی در گرو تحول در بنیادهای علمی ماست و این در گرو یک شناخت تاریخی و بینش تاریخی درست از کلام است.

بخش دوم

در بخش دوم می‌خواهم بپردازم که این کلان پروژه چیست و ابعادش کدام است و اندیشه نامه در کجای این پازل قرار می‌گیرد؟ اعتقاد ما بر این است که اگر قرار باشد تاریخ کلام امامیه به درستی و به دقت بازشناسی شود چهار لایه پژوهش باید صورت بگیرد:

1. شخصیت‌شناسی کلامی: ما باید نقطه عطف‌های کلاممان را از طریق شخصیت‌های بزرگ بشناسیم. تا شیخ مفید را به عنوان یک شخصیت تأثیرگذار و پایه‌گذار نشناسیم، قطعاً بغداد را نخواهیم شناخت، قطعاً علامه حلی را نمی‌شناسیم و قطعاً امروزمان را درست به عنوان یک شیعه تشخیص نمی‌دهیم. پس اول باید تک‌ستاره‌ها را در تاریخ کلام شناسایی کرد و با دقت و ریزبینی آثار آن‌ها را خواند و تحلیل کرد و در قالب یک نظام اعتقادی نشان داد.

2. میراث‌شناسی کلامی: بسیاری از میراث کلامی ما یا به درستی شناسایی و شناخته نشده، خوانده نشده است یا اساساً وجود ندارد؛ بخشی از میراث ما پراکنده در میراث بعدی است. ما یک کار عظیمی که باید انجام بدهیم این است که از لا به لای این همه آثاری که در کتاب‌خانه‌های ما هست، از نسخه خطی یا نسخه‌های چاپی، میراث اصلی و مهم خودمان را بشناسیم و کنار هم بگذاریم. زمانی که بنده این‌جا مسئولیتی داشتم، این پروژه در مرکز احیای آثار تحت عنوان احیای موضوعی آثار کلامی کلید خورد. به دلیل تلاطم‌هایی که معمولاً در مدیریت‌ها و کارها پیش می‌آید، سال‌های بعد از این‌که بنده رفتم، این کار تقریباً زمین ماند و بایگانی و شد بعد دوباره در تحول‌های بعدی پروژه دوباره روی میز آمد و الحمدلله الآن در مرکز احیای آثار پژوهشگاه مشغول این کار هستند. امیدوارم تا قبل از پایان سال اولین اثر از این مجموعه منتشر شود. این کار، کاری آکادمیک و کاملاً با استانداردهای روز است که در آن آثار به صورت موضوعی احیاء شده و از اولین تا آخرین اثری که در آن موضوع وجود دارد، با ترتیب مشخصی در کتاب آمده است. اولین کار از این مجموعه در دو جلد با موضوع بدا منتشر می‌شود. مشیت و اراده، قضا و قدر، نفس و... نیز در دست کار است.

3. جریان‌شناسی کلامی: شناخت این‌که در تاریخ تفکر ما چه مدارس فکری‌ای بوده‌اند؟ چه مکاتبی بوده‌اند؟ جریان‌های فعال چه بوده‌اند؟ در این جریانات فعال، غلبه با کدام با کدام جریان بوده است؟ چرا یک جریان افول کرده است و چرا جریانی در این میان برآمده و برجسته شده است؟ این‌ها در حوزه‌ی جریان‌شناسی بررسی می‌شود. این کار در پژوهشگاه قرآن و حدیث، پژوهشکده کلام اهل بیت انجام شده است و حدود 10 اثر از آن منتشر شده است.

4. ایده‌شناسی تاریخی: بعد از این سه مرحله، کار اصلی و اساسی که باید صورت گیرد ایده‌شناسی تاریخی است. چیزی که امروز در غرب تحت عنوان تاریخ ایده از آن یاد می‌شود. معنای تاریخ ایده این است که ما باید اندیشه‌های اساسی که امروز با آن درگیر هستیم، تبارشناسی تاریخی کنیم و قدم به قدم این‌ها را تا سرچشمه‌ها ببریم و از سرچشمه‌ها برگردانیم و به دوران حاضر برسانیم.

یک ایده (اندیشه و مفهوم هسته‌ای از کلام ما) باید در بستر تاریخ قدم به قدم شناسایی بشود و گفته بشود درکجا این مفهوم تغییر کرد؟ در کجا این مفهوم با مفهومی دیگر گره خورد؟ از ترکیب این‌ها چه سنتزی پدید آمد؟ عالمان بعد با این اندیشه چه کردند؟ کجا بخشی از این اندیشه اصلاً فرو خفت و کسی به دنبال آن نرفت و اندیشه دیگری آمد و جای آن نشست؟ 

تفکر از نگاه محققان امروز یک موجود زنده و ارگانیک است. ما نگاهمان به تفکر یک امر ساده است. ما می‌گوییم یک تفکر باید این بستر تاریخی خود را طی کند و حیاتش قدم به قدم بازشناسی بشود. بدانیم این درخت تنومندی که ما هر روز به نام اندیشه الف یا ب می‌شناسیم ریشه‌هایش کجاست و بذرش کجا ساخته شده است و چه تحولاتی داشته است؟ تا این اتفاق نیفتد ما نمی‌توانیم از اصلاح دینی، انسان شناسی اسلامی و شیعی و... سخن بگوییم.

پس از نظر این کلان پروژه، اندیشه‌نامه‌ها اولین و مهم‌ترین گام در این راه است.

بخش سوم

در جزوه‌ای که خدمت سروران داده‌اند آمده چه کارهایی تولید شده است و چه کارهایی آماده‌ی نشر است. بنده به عنوان کم‌ترین که با این پروژه در این 10، 12 سال همراه بوده‌ام اعتراف می‌کنم که پشت صحنه‌ی این کار بسیار سخت و طاقت‌فرسا بوده است. این‌طور نبوده که کتابی سفارش داده شود و پس از ارزیابی به چاپ برسد. تقریباً می‌توان گفت به اندازه‌ی کارهای منتشرشده، کار حذف شده داریم؛ کارهایی که یا نیمه‌تمام مانده یا در مرحله‌ی ارزیابی مورد قبول قرار نگرفته است. امروز پروژه‌های دیگری داریم و طرح آن هم آماده است؛ امّا محققانی نداریم که آن کار را انجام دهند. می‌خواهم در چند جمله اشاره کنم که آسیب ما کجاست و باید چه کار کنیم؟

1. اولین آسیب ما این است که ما محققان متخصص در رشته‌های خودمان که تاریخ فهم باشند نداریم. بعضی از محققان یک کتاب را می‌گیرند و فیش برداری می‌کنند که این آقا چه گفته است؛ این کافی نیست. ما تحلیل می‌خواهیم، ما اصرار می‌کنیم که این فکر باید با قبل پیوند بخورد. کسانی متن‌شناس و میراث‌شناس باشند و دقائق عبارت را بفهمند و قدرت تحلیل و نگاه تاریخی داشته باشند، کم داریم.

2. اشکال دوم این است که آن‌هایی که داریم هم تمرکز ندارند. عزیزی وارد حوزه‌ی تاریخ کلام می‌شود، یکی دو اندیشه‌نامه‌ی تاریخ کلام می‌نویسد؛ اما سومی را حوصله نمی‌کند و سراغ موضوع دیگری می‌روند.ما بسیاری از محققان خوبمان را در طول راه از دست داده‌ایم، چون محققمان بعد از آشنایی سراغ موضوع دیگری رفته‌اند.

3. مشکلی دیگری هم این‌جا عرض می‌کنم که ما کار گروهی و جمعی کم می‌کنیم یا بلد نیستیم کار گروهی کنیم یا اشتباه می‌کنیم اصلاً کار گروهی یعنی چه؟ تصور برخی از کار گروهی این است که 5 نفر جمع شوند و مقاله یا کتابی بنویسند؛ امّا ما به این کار گروهی نمی‌گوییم. پژوهش یک هویت دارد که باید یک نفر مسئول آن باشد؛ ایده برای اوست و او هم باید پیش برود. کار جمعی این است که همه تلاش کنیم یک حوزه را مطالعه کنیم؛ به هم کمک کنیم تا یک بخش از این پازل پرورده شود؛ همکاری و هم فکری کنیم و اطلاعاتمان را در اختیار هم بگذاریم؛ ایده‌های یک‌دیگر را نقد کنیم. این کار جمعی متأسفانه در حوزه علمیه خیلی کم اتفاق می افتد. ما در کار جمعی انتظار داریم که اگر عزیزی که کنار دست نویسنده است اطلاعاتی در این حوزه دارد به او بدهد؛ کار را دقیق بخواند و نقد کند؛ جلسات مباحثه بگذارد تا کار پخته شود؛ استادانی بالای سر کار دل بسوزانند و خود را وقف پروژه کنند. متأسفانه این روحیه‌ی کار جمعی هنوز در ما به حد نصاب نرسیده.

ما در اندیشه‌نامه‌ی متکلمان با این مشکل مواجهیم. هم محققانمان کم است؛ هم کسانی که می‌آیند و تحقیق می‌کنند به سرعت از محیط کار تاریخ کلام بیرون می‌روند؛ هم واقعاً استادی که دل بسوزاند و کار کند نداریم. گاهی استاد وقت نداردو گاهی محقق از او تبعیت نمی‌کند... نمی‌دانم مشکل چیست.

افق آینده‌ی کار ما تکمیل این پروژه است. ما حدود 70 شخصیت را در تاریخ کلام امامیه شناسایی کرده‌ایم؛ از نظر تاریخی خیلی عقب رفتیم. اولین شخصیتی که ما شناسایی کرده‌ایم عبدالله بن عباس است که خیلی‌ها معتقدند به این معنا امامی و شیعه نیست؛ اما ما گفتیم اولین جوانه‌های یک اندیشه‌ی شیعی اعتقادی در عبدالله بن عباس است. زید بن علی هم امامی نیست؛ ولی به دلیل این‌که سهمی در امامیه دارد او را نیز بررسی کرده‌ایم تا برسیم به اصحاب ائمه از مؤمن طاق، هشام بن حکم و هشام بن سالم؛ سپس شخصیت‌های مدرسه‌ی کلامی قم و... . 70، 80 شخصیت برجسته هستند که در این نقطه عطف‌های تاریخی نشسته‌اند. کار اندیشه‌نامه این است که این شخصیت‌ها و ستاره‌ها را بررسی کند و بگوید در کدام نقطه تاریخی اثرگذار بوده‌اند. ما واقعاً در ظرفیت خود گزارش را در طبق اخلاص گذاشتیم و خدمت بزرگواران داده‌ایم؛ اما ادامه راه واقعاً همکاری و همفکری می‌خواهد. 

 

قواعد کلامی (توحید)

قواعد کلامی (توحید)

نام کتاب: قواعد کلامی (توحید)

نویسنده: دکتر رضا برنجکار، دکتر مهدی نصرتیان

ناشر: مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث

حجم: 3.86 مگابایت

یکی از دانش های نوپدید، قواعد کلامی (توحید) است که تأثیری شگرف در توسعه و تدقیق استنباط گذاشته و دارد. هدف این کتاب، استخراج مهم‌ترین قواعد کلامی مربوط به توحید - به‌عنوان نخستین و مهم‌ترین اصول پنج‌گانه اعتقادی - از منابع وحیانی است. این قواعد، هرچند از قرآن و احادیث استخراج شده است، اما همگی اصولی عقلی‌اند که اثبات و تفسیر درست آموزه‌های ‌خداشناسی دینی بر آنها بنیاد می‌گیرد.

با تأمل در مباحث توحیدی متکلمان امامیه، روشن می‌شود که بسیاری از آن مباحث، مبتنی بر این قواعد است، هرچند آنان به این قواعد تصریح نکرده‌اند.

مقصود از قاعدۀ کلامی در این کتاب «گزاره‌ای کلی است که می‌تواند در تعداد قابل توجهی از مسائل مهم کلامی مبنا و دلیل قرار گیرد». از این‌رو، در این تحقیق، پس از بحث از هر قاعدۀ کلامی، در ذیل عنوان «آثار و لوازم قاعده»، مبنا و دلیل بودن قاعدۀ بحث شده را در چند مسئلۀ مهم کلامی، نشان داده‌ شده است.

در نوشتار حاضر هشت قاعده بررسی شده است:

  • قاعدۀ «نفی قیاس»
  • قاعدۀ «خروج از حدین»
  • قاعدۀ «کل معروف بنفسه مصنوع»
  • قاعدۀ «نفیکمالات مخلوق از خالق»
  • قاعدۀ «غیریت صفت و موصوف»
  • قاعدۀ «نفی صفات»
  • قاعدۀ «فاعلیت»
  • قاعدۀ «خلق لا من شئ»

در بحث از هر قاعده، پس از ذکر مقدمه‌ای درباره قاعده و جایگاه آن، معنای لغوی و اصطلاحی الفاظ بررسی می‌شود. در ادامه، ادله نقلی قاعده و دیدگاه‌های ‌شارحان و مفسران در ذیل برخی آیات و روایات، ذکر می‌شود. آن‌گاه تحلیل خود از قاعده و جمع‌بندی ادله نقلی بیان می‌شود. سپس ادله عقلی قاعده مورد بحث قرار می‌گیرد. در انتهای بحث، آثار قاعده در مباحث مختلف اعتقادی ذکر می‌شود. در بحث آثار هم مسائل زیر مجموعۀ قاعدۀ کلامی و هم قاعده‌های ‌معارض فلسفی مطرح می‌شود.

کتاب «قواعد کلامی (توحید)» تألیف حجت الاسلام دکتر رضا برنجکار و دکتر مهدی نصرتیان اهور، به زبان فارسی از سوی پژوهشکده کلام اهل بیت علیهم السلام، در قطع رقعی، در ۲۲۴ صفحه به نگارش درآمده است و در سال ۱۳۹۶با همکاری انتشارات دارالحدیث منتشر شده است.

برگزاری نشست جهم بن صفوان و نفی صفات الهی

برگزاری نشست جهم بن صفوان و نفی صفات الهی

نشست‌های فلسفی کلامی - گروه آموزشی فلسفه و کلام مرکز تخصصی آخوند خراسانی

موضوع: جهم بن صفوان و نفی صفات الهی

سخنران: آقای داود درویش نیا

زمان: دوشنبه 13 آذر ساعت 18 تا 20

مکان: مشهد، خ شهید رجایی، دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، طبقه دوم، اتاق جلسات

«شرکت برای تمام علاقه‌مندان آزاد است»

آیین معرفی و بررسی کلان طرح اندیشه نامه متکلمان امامیه

آیین معرفی و بررسی کلان طرح اندیشه نامه متکلمان امامیه

آیین معرفی و بررسی کلان طرح اندیشه نامه متکلمان امامیه همراه با رونمایی از آثار منتشر شده با حضور اساتید برجسته حوزه و دانشگاه در عرصه کلام و تاریخ اندیشه.

سخنران: دکتر محمدتقی #سبحانی و دیگر اساتید حوزه تاریخ کلام 

زمان: پنج شنبه 9 آذر 1396 ساعت 9/30 صبح.

مکان: قم، ابتدای خیابان معلم،پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، طبقه چهارم،تالار خواجه نصیر الدین طوسی،سالن همایش ها.

تاریخ کلام امامیه - مدرسه مدینه

تاریخ کلام امامیه - مدرسه مدینه

درس: «تاریخ کلام امامیه» (مدرسه‌ی مدینه)

مدرس: دکتر محمدتقی سبحانی

زمان: سال 1393 تا کنون

* این مطلب در حال تکمیل است.

ردیف عنوان دریافت توضیحات متن
1 جلسه 49 (1396/08/30) دریافت حجم: 20.7 مگابایت
2 جلسه 50 (1396/09/14) دریافت حجم: 24.1 مگابایت
3 جلسه 51 (1396/09/21) دریافت حجم: 26.3 مگابایت
4 جلسه 52 (1396/09/28) دریافت حجم: 25.3 مگابایت
5 جلسه 53 (1396/10/05) دریافت حجم: 27.2 مگابایت
6 جلسه 54 (1396/10/12) دریافت حجم: 22.6 مگابایت
7 جلسه 55 (1396/10/19) دریافت حجم: 25.2 مگابایت
8 جلسه 56 (1396/11/03) دریافت حجم: 24.5 مگابایت PDF
9 جلسه 57 (1396/11/10) دریافت
حجم: 29.8 مگابایت PDF
10 جلسه 58 (1396/11/17) دریافت
حجم: 27.4 مگابایت PDF
11 جلسه 59 (1396/11/24) دریافت
حجم: 23 مگابایت PDF
12 جلسه 60 (1396/12/09) دریافت
حجم: 43.7 مگابایت PDF
13 جلسه 61 (1396/12/22) دریافت
حجم: 48.6 مگابایت PDF
14 جلسه 62 (1397/01/21) دریافت
حجم: 40.8 مگابایت PDF
تأثیر تطورات لطیف الکلام در تحولات آموزه های اعتقادی

تأثیر تطورات لطیف الکلام در تحولات آموزه های اعتقادی

نشت علمی با موضوع تأثیر تطورات لطیف الکلام در تحولات آموزه های اعتقادی

سخنران: دکتر محمدحسین منتظری

مدرسه کلام امامیه اصفهان - تابستان 1394

حجم: 32.5 مگابایت
معارف و عقاید 1

معارف و عقاید 1


نام کتاب: معارف و عقاید 1

نویسنده: محمدتقی سبحانی، رضا برنجکار

موضوع: کلام، توحید، عدل، نبوت

دریافت
حجم: 29.8 مگابایت
امکان‌سنجی تعریف علم در قرآن

امکان‌سنجی تعریف علم در قرآن

امکان‌سنجی تعریف علم در قرآن

سخنرانان: دکتر شعبان نصرتی، دکتر محمد رکعی

دبیر علمی: دکتر هادی کمال عزت

دریافت

حجم: 29.9 مگابایت

به گزارش روابط عمومی انجمن کلام اسلامی حوزه، نشست علمی "امکان‌سنجی تعریف علم در قرآن" با حضور حجت ‌الاسلام دکتر شعبان نصرتی و حجت ‌الاسلام دکتر محمد رکعی روز یکشنبه در سالن همایش انجمن‌های علمی حوزه برگزار شد.

حجت ‌الاسلام دکتر شعبان نصرتی از اعضای انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه و عضو هیات علمی پژوهشگاه قرآن و حدیث در ابتدای این نشست گفت: ما در سه بازه تخصصی، متن و عرف می‌توانیم دنبال تعریف علم بگردیم که هر کدام نیز ابزار خود را لازم دارد.

 وی با تاکید بر اینکه درک هر مفهومی از متن نیازمند قواعد و مبانی است افزود: براساس قواعد و مبانی به دنبال کشف از قرآن هستیم و ممکن است بگوییم قرآن اصلا در صدد بیان علم نبوده است و ممکن است هم بگوییم قرآن درصدد این کار بوده که البته وقتی قاعده داشته باشیم برای ما تفاوتی ندارد. مانند باستان‌شناسی که در این عرصه تحقیق دارد ولی ممکن است سازندگان شهر قدیمی، هیچ قصدی برای بیان موضوع خاصی نداشته‌اند ولی باستان‌شناس دنبال گمشده خود در فعالیتش می‌گردد.

ایشان با بیان اینکه ما در برداشت و تعریف علم از قرآن کاری با عرف امروز و عرب جاهلی نداریم اظهار داشت: ما فارغ از اینکه ماتن قرآن هدف انتقال معنا را داشته است به دنبال این هستیم که با ابزار زبانی نیات ماتن را کشف کنیم البته نباید در ارزیابی تعاریف در سطوح گوناگون، آن‌ها را با هم خلط کنیم.

عضو انجمن کلام اسلامی حوزه در ادامه افزود: ما عرف را اگر به عنوان فرهنگ غالب در نظر بگیریم در این صورت اگر مراد این است که قرآن از فرهنگ آن دوره تاثیر گرفته این مطلب برای ما قابل پذیرش نیست ولی عرف را به این معنا می‌پذیریم که قرآن، زبان عام است و نباید عرف را خاص کنیم؛ قرآن جهانی است، لذا ما قرآن را ناظر به عرف عام می‌بینیم.

وی اظهار داشت: اگر رگه‌هایی از یک مفهوم در هر متنی فارغ از آن که متن دنبال ارایه تعریف از آن مفهوم بوده یا نبوده مشاهده کنیم می‌تواند راه را برای ما باز کند و ما به دنبال آن چیزی که می‌خواهیم که در اینجا تعریف علم و امکان آن از قرآن کریم است برویم.

عضو هیات علمی پژوهشگاه قرآن و جدیث با بیان اینکه زبان قرآن، زبان عام است تصریح کرد: ما در تعریف الزاما لازم نیست که دنبال عنصر مشترکی بگردیم و بگوییم هر چیزی که این عنصر را دارد در دامنه تعریف می‌گنجد همان طور که در فارسی نیز وقتی می‌خواهیم یک تعریف برای مفهومی بیابیم لزوما همه افراد شمول در تعریف ویژگی های مشترک زیادی با هم ندارند.

ایشان در ادامه افزود: باید از قرآن بسندگی پرهیز کرده و نباید خود قرآن را در پرداختن به مفاهیم جهان‌بینی کافی بدانیم، زیرا سنت و عترت مکمل فهم قرآن کریم هستند بنابراین در ارائه تعریف از علم نیز ما بی‌نیاز از این موضوع نیستیم.

وی اظهار داشت: ایزوتسو در تحقیقات خود، در مفاهیم گوناگون آگاهانه و یا نا خودآگاهانه به متون تفسیری می‌پردازد؛ شیعه و سنی نیز برای قرآن، متون تفسیری قائل هستند اگرچه اختلاف ما با اهل سنت این است که ما ائمه را مفسر واقعی قرآن می‌دانیم ولی آنان صحابه و تابعین را هم داخل کرده‌اند پس اگر بخواهیم همه دقیقه‌ها را از قرآن انتظار داشته باشیم از لحاظ منهجی و روشی درست نیست ولی از قرآن شروع می‌کنیم و نقاط ابهام را با ابزارهای دیگر مانند روایات رفع می‌کنیم.

دکتر نصرتی در ادامه گفت: روش بنده در امکان‌سنجی تعریف علم ابتدا داشتن مسئله آن هم بر اساس علومی مانند فلسفه و ... بوده است و وقتی با مسایل سراغ قرآن رفتم، ملاحظه کردم می‌شود از قرآن به پاسخ‌هایی برسیم ولی اگر بدون داشتن مسئله سراغ تعریف مفهومی برویم ممکن است به جایی نرسیم.

وی با اشاره به جایگاه علم و تعریف آن در قرآن عنوان کرد: آیات قرآن بیشتر بر علم اعطایی و عندالله و وحیانی اشاره و تاکید کرده است که نمونه‌های آن در تعابیر قرآنی: «... وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ...»؛ «وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْمًا»، «رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا»، «وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»، «وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْمًا» و «وَسِعَ رَبُّنَا کُلَّ شَیْءٍ عِلْمًا» وجود دارد.

ایشان اظهار داشت: در تعریف علم از بیان ویژگی‌های این آیات مدل‌سازی کرده و معتقدم ویژگی اصلی علم بر این اساس، احاطه عالم بر معلوم است. برخی گفته‌اند که در احاطه علمی عالم به معلوم، کار را خدا انجام می‌دهد که البته ظاهر قرآن آن را تایید نمی‌کند، بنابراین احاطه به دست عالم است ولی آیا هر نوع احاطه‌ای را می‌توان، علم دانست.

عضو انجمن کلام اسلامی حوزه در پایان سخنان خود با تاکید بر این که عرف عام شامل؛ سنین گوناگون، جنسیت‌های گوناگون، دانش‌های گوناگون و ... است گفت: عرف عام شامل؛ سنین گوناگون، جنسیت‌های گوناگون، دانش‌های گوناگون و ... است زیرا مخاطب اصلی قرآن همه بشر است، عده‌ای از دانش‌های زبانی دنبال کشف قواعد از عرف بودند؛ ولی عرف همیشه زایاست و دانش‌هایی که از استقراء میدانی به دست آمده عرف نامیده می‌شود.

حجت ‌الاسلام دکتر محمد رکعی، از اعضای انجمن کلام اسلامی حوزه و عضو هیأت علمی پژوهشگاه قرآن و حدیث به عنوان دیگر سخنران این نشست گفت: وقتی بحث از امکان‌سنجی تعریف است ما باید گونه‌هایی از تعریف را ارایه دهیم تا براساس آن اقدام به این کار کنیم.

وی با اشاره به «تعریف» در علم منطق بیان کرد: منطقیون هم معترف‌اند که ما به ذاتیات یک شیء نمی‌رسیم بنابراین باید به اعراض خاص یک شیء اکتفا کنیم و ویژگی های آن را برشماریم که در زبان‌شناسی نیز با عنوان شرایط لازم و کافی از آن یاد می‌شود.

ایشان در ادامه اظهار داشت: به دلایلی روش‌های دیگری هم در تعریف رخ داده است؛ یکی روشی است که ویتگنشتاین به آن اشاره کرده و گفته ما باید به شرایط خاصه یک شیء آن هم به نحو خانوادگی توجه داشته باشیم و اشیاء را در رابطه با یک خانواده تعریف کنیم، مثلا برای شناسایی مفهوم بازی، بازی‌های مختلفی داریم و بعضی ابزار و آلاتی دارد و برخی ندارد بنابراین باید ویژگی‌های مشترک میان همه این بازی‌ها را کشف و بعد تعریفی ارایه دهیم.

عضو انجمن کلام اسلامی حوزه تصریح کرد: البته با پیشرفت‌های زبان‌شناسی روش دیگری هم برای تعریف مطرح شده که قدمت آن بیش از 50 سال نیست و آن تعریف پیش نمونه و یا براساس نمونه است.

ایشان عنوان کرد: گاهی تعریف ما مفهومی و گاهی براساس مصداق خارجی است؛ مثلا اگر بخواهیم پرنده را تعریف کنیم آن را با مفاهیم تعریف می‌کنیم ولی گاهی نیز تعریف با مصادیق انجام می‌شود یعنی مصداق یک پرنده مانند گنجشک را نشان فرد می‌دهیم.

وی ادامه داد: از گنجشک تا پنگوئن همه در دایره پرنده می‌گنجند اما نمی‌توان تعریفی از مفهوم پرنده به دست دهیم که شامل همه شود، لذا شرطی که در اغلب موارد صدق می‌کند پیش نمونه قرار داده و سایر موارد را با آن می سنجیم.

عضو هیات علمی پژوهشگاه قرآن و حدیث تصریح کرد: تلاشی که قرار است ما برای تعریف علم در قرآن و متون دینی انجام دهیم می‌تواند براساس هر کدام از این روش‌ها باشد و هیچ‌کدام را رد نمی‌کنیم.

وی با بیان اینکه شبکه معنایی ایزوتسو و روش‌های دیگری نیز برای مباحث معناشناختی وجود دارد عنوان کرد: حتما برای بررسی یک مفهوم در قرآن باید یک روش داشته باشیم تا نظام معرفتی قرآن را از خود قرآن ارائه دهیم نه اینکه تعاریفی از بیرون بیاوریم و آن را وارد متن قرآن کنیم.

ایشان با بیان اینکه مباحث معناشناسی همدیگر را تقویت می کنند اظهار داشت: نظریه ایزوتسو به دیدگاه‌های ساختارگرایی مکتب بن باز می‌گردد؛ ایزوتسو در قرآن روشی را برای دریافت معنا ارایه کرد که حوزه تصوری است ولی مکاتب دیگری مانند دانمارک و ... نیز برای این بررسی وجود دارد.

عضو انجمن کلام اسلامی حوزه در ادامه گفت: برای برداشت از متن، استفاده از دیدگاه ایزوتسو لازم است به این علت که برای کشف معنا از متن لازم است حتما راهکاری  داشته باشیم که براساس دیدگاه‌های وی، این امر محقق می‌شود زیرا ایزوتسو با وجود معایبی که در روش وی دارد بهترین روش در تعریف از متن را نشان می‌دهد.

وی تصریح کرد: برای به دست آوردن نظام معرفتی قرآن و روایات، ما نمی‌توانیم این دو را مانند متن آموزشی در نظر بگیریم که فرایند و گونه‌ها را مانند منابع آموزشی دسته‌بندی ارایه داده باشند؛ برای این کار باید به روایاتی مراجعه کنیم که اگرچه ممکن است در حیطه انسان‌شناسی نباشند ولی بر چیزی که ما دنبال آن هستیم دلالت دارند.

ایشان با اشاره به مفهوم علم در روایات عنوان کرد: روایاتی در حوزه خداشناسی و محدودیت عقل وجود دارند که بر انواع و انحاء علمی تاکید دارند که مورد تاکید قرآن است لذا باید بگوییم واژه‌هایی که در قرآن و روایات بیان شده بسیار گسترده هستند.

دکتر رکعی در ادامه سخنان خود گفت: قرآن بخشی از علوم را علوم احاطی ذکر کرده که در روایات نیز موید داریم؛ مفاهیمی مانند احاطه که بر نوع خاصی از علم دلالت دارد؛ مثلا در محدویت عقل در شناخت خدا آمده «ولا تحیط به الافکار؛ قد عجزت العقول عن الوقوف بها»؛ یعنی عقل حتی به صفات خدا هم نمی تواند وقف یابد.

ایشان در ادامه ابراز داشت: نوع دیگری از علم در روایات علم تصوری است البته این تصور با معرفت‌شناسی فلسفی متفاوت است؛ در روایات هر علمی که از یک تشابه در ذهن ایجاد شود علم شناخته می‌شود همچنین تخیل نوع دیگری از علم در روایات است.

وی افزود: نوع دیگر علم، علم قیاسی در روایات است که به نظر می‌رسد قیاس فقهی است که براساس تشبیه ایجاد می‌شود؛ روایات همچنین، وصف را علم می‌داند ضمن اینکه علم نشانه‌ای، از علوم درجه بالا در قرآن و روایات است.

عضو انجمن کلام اسلامی حوزه در پیان تصریح کرد: تفکر در دید قرآن، رفت و آمد میان معلومات و مجهولات نیست و مفهوم خاص خود را دارد، لذا در نظام معرفتی قرآن، ما با مفهومی از علم سر و کار داریم که باید از قرآن و روایات استخراج شود و این نوع تعریف، امکان دارد و می‌توان علم را تعریف کرد ولی ابزار و روش و نظامی دقیق در این مسئله لازم است نظامی که مستقل است و تکیه بر پیش‌فرض‌های دیگری ندارد.

لازم به ذکر است نشست علمی "امکان‌سنجی تعریف علم در قرآن" به همت انجمن کلام اسلامی حوزه، دبیرخانه اولین کنگره قرآن و علوم انسانی و دبیرخانه انجمن های علمی حوزه و با حضور حجت ‌الاسلام دکتر شعبان نصرتی و حجت ‌الاسلام دکتر محمد رکعی روز یکشنبه 30 مهر ماه ساعت 18:30 الی 20:30 در سالن همایش انجمن‌های علمی حوزه برگزار شد.

تطورات کلام امامیه در مدرسه بغداد

تطورات کلام امامیه در مدرسه بغداد

نام کتاب: تطورات کلام امامیه در مدرسه بغداد

نویسنده: دکتر سید علی حسینی زاده

ناشر: مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث

دریافت 50 صفحه ابتدای کتاب
حجم: 5 مگابایت


کلام امامیه همانند همه گروه‌های فکری از معبر شماری از مدرسه‌های فکری گذر کرده که برای شناخت تاریخ امامیه باید این مدرسه‌ها را بازخوانی کرد. شیعیان با بهره‌گیری از معارف اهل ‌‌بیت و در پرتو خردورزی، حرکت فکری و کلامی خود را از مدینه و بر محور اهل ‌‌بیت آغاز کردند و اصلی‌ترین باورهای شیعه در این مدرسه مطرح شد و کلام شیعه شکل گرفت.

با آغاز سده دوم، معارف اعتقادی در کوفه منتشر و در قالب نظریه‌های علمی تبیین شد. اصحاب امامیه در کوفه با دو رویکرد مختلف به تبیین معارف اعتقادی پرداختند و دو جریان مهم کلامی را پدید آوردند. یک جریان با رویکردی کلامی به‌دنبال تبیین عقلانی معارف اهل ‌‌بیت و دفاع از آن در مقابل جریان‌های فکری رقیب بود؛ اما جریان دیگر با رویکردی حدیثی در ‌‌پی فهم دقیق همان معارف و عرضه آن به جامعه مؤمنان بود.

جریان کلامی که رویکرد عقلانی و نظریه‌پردازانه داشت با افولی زود هنگام روبه‌رو شد. هم‌زمان جریان متن‌گرا که رویکردی حدیثی داشت، با انتقال به شهر قم، امتداد اندیشه کلامی امامیه را در مدرسه‌ای دیگر رقم زد. همزمان با غیبت صغرا و اندک زمانی پس از شکل‌گیری #مدرسه_قم با رویکردی حدیثی، در مرکز سیاسی جهان اسلام یعنی بغداد، جریان عقل‌گرا و نظریه‌پردازِ کلام امامیه با ‌‌‌تطوّراتی نسبت به مدرسه کوفه به آرامی بالندگی خود را باز یافت.

پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد این مدرسه با تلاش‌های متکلمانِ کمتر شناخته‌شده امامیه از جمله ابوسهل و ابومحمد نوبختی و همچنین ورود معتزلیان شیعه شده به عرصه کلام امامی، حدود یک قرن پیش از#شیخ_مفید فعالیت خود را به‌صورت مدرسه‌ای آغاز کرد. در ادامه با راهبری شیخ ‌‌مفید، #سید‌‌_مرتضی و #شیخ_طوسی به اوج بالندگی خود رسید.

کتاب تطورات کلام امامیه در مدرسه بغداد در تلاش برای برطرف ‌‌کردن بخشی از غبار تاریخ کلام امامیه با بررسی جریان‌ها، شخصیت‌ها، تراث و اندیشه‌های مدرسه کلامی امامیه در بغداد، به تحلیل و تبیین ‌‌‌تطوّرات کلام امامیه در فاصله آغاز غیبت صغرا تا برآمدن سلاجقه در محیط جغرافیایی بغداد پرداخته است.

نوشتار حاضر در سه فصل تدوین شده است:

  • فصل اول: کلیات و مقدمات
  • فصل دوم: سیر ‌‌‌تطوّر محتوای #کلام_امامیه در مدرسه کلامی بغداد
  • فصل سوم: تحلیل و تبیین ‌‌‌تطوّر کلام امامیه در بغداد

کتاب تطورات کلام امامیه در مدرسه بغداد، تألیف حجت الاسلام دکتر سیدعلی حسینی زاده از سوی پژوهشکده کلام اهل بیت علیهم السلام، به زبان فارسی، در قطع رقعی، در ۳۴۴ صفحه به نگارش درآمده است و در سال ۱۳۹۶با همکاری انتشارات دارالحدیث منتشر شده است.

برگزاری نشست بررسی و نقد دیدگاه های سکولاریستی نسبت به وحی

برگزاری نشست بررسی و نقد دیدگاه های سکولاریستی نسبت به وحی

نشست علمی «بررسی و نقد دیدگاه های سکولاریستی نسبت به وحی» ویژه اولین کنگره بین المللی قرآن و علوم انسانی از سوی انجمن کلام اسلامی حوزه و با همکاری دبیرخانه کنگره بین المللی قرآن و علوم انسانی، مرکز آموزش تخصصی تفسیر و علوم قرآنی، انجمن قرآن پژوهشی حوزه و دبیرخانه انجمن های علمی حوزه برگزار می شود.

این نشست علمی با حضور حجت الاسلام دکتر هادی صادقی (عضو هیات علمی دانشگاه قرآن و حدیث و عضو انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه) و حجت الاسلام دکتر علیرضا قائمی نیا (عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی) در روز سه شنبه 9  آبان  ماه سال 96 ساعت 16  الی 17:30  در سالن اجتماعات مرکز آموزش تخصصی تفسیر و علوم قرآنی برگزار خواهد شد.

اخلاق در میانه فلسفه و کلام؛ بررسی دو رویکرد درباره خاستگاه اخلاق

اخلاق در میانه فلسفه و کلام؛ بررسی دو رویکرد درباره خاستگاه اخلاق

نشست علمی با موضوع متکلمان و ارزش‌های اخلاقی

سخنرانان: دکتر محمّدتقی سبحانی، دکتر محسن جوادی

 
دریافت صوت
حجم: 24.8 مگابایت
 


گزارشی از مناظره علمی با موضوع «اخلاق در میانه فلسفه و کلام» - صبح نو
جبرگرایی فلاسفه بنیاد اخـلاق را ویران می‌کند
مدتی است که تشکلی خودجوش با عنوان «خانه اخلاق‌پژوهان جوان» در شهر قم توسط عده‌ای از طلاب و دانشگاهیان دغدغه‌مند شکل گرفته است و جلسات بحث جدی درباره اخلاق و فلسفه اخلاق را برگزار می‌کند. یکی از این نشست‌ها که هفته گذشته برگزار شد، مناظره علمی میان حجت‌الاسلام دکتر محمدتقی سبحانی و دکتر محسن جوادی با عنوان «اخلاق در میانه فلسفه و کلام» بود. جلسه‌ای که به نظر می‌رسد در آن، جوادی با توجه به سابقه مطالعاتی اش، نماینده گفتار فلسفی است و سبحانی نماینده سنت کلامی. گفتارهایی که هر کدام نظرگاه مخصوص به خودش را در مواجهه با بحث اخلاق دارد. گزارش زیر روایتی از دو گفتار مطرح شده در این نشست است.
سبحانی ابتدا به دو سنت اخلاقی در تاریخ تفکر ما اشاره می‌کند؛ یکی سنت فلسفی و دیگری سنت کلامی. او می‌گوید که امروز بیشتر سنت فلسفی موردتوجه قرارگرفته است درحالی‌که در گذشته سنت متکلمان غلبه داشته است. او مدعای اصلی خودش در بحث را این‌گونه بیان می‌کند: «سنت فلسفی به‌‌رغم پختگی‌ای که به‌ویژه در دوران معاصر پیداکرده است، پاسخگوی نظریه اخلاقی اسلامی نیست و نقایص زیادی دارد. در مقابل در سنت کلامی (یعنی معتزله و امامیه) از قرن سوم به این‌سو، بنیادها و هسته‌هایی برای نظریه اخلاق گذاشته‌شده که ظرفیت‌های بسیار خوبی برای رسیدن به نظریه اخلاق اسلامی دارد.»
او تقریر و تفصیل مدعایش را با توضیح درباره چگونگی شکل‌گیری یک نظریه اخلاقی درست پیگیری می‌کند و سه اصل را برای تدوین نظریه اخلاقی برمی‌شمارد: یک اینکه نظریه اخلاقی باید بتواند از مسوولیت اخلاقی تفسیر درستی ارائه کند؛ یعنی انسان را به‌عنوان یک فاعل اخلاقی مسوول و ملتزم به ارزش‌های اخلاقی کند که این تفسیری انسان‌شناختی و روح‌شناختی می‌طلبد. دوم اینکه نظریه اخلاقی باید بتواند ارزش‌های اخلاقی را توضیح معقول بدهد. یعنی نشان بدهد که «حسن و قبح‌ها» و «بایدونبایدها» ریشه در یک حقیقت دارد و اعتباری و بیرون از حقایق انسانی نیست. پایه سوم این است که نشان بدهد ارزش‌های اخلاقی را می‌توان شناخت و به آن دسترسی پیدا کرد.

شمول علیت اراده را انکار می‌کند
او سپس بیان می‌کند که در سنت فلسفی (یعنی از فارابی تا ملاصدرا) این سه پایه برای نظریه اخلاق مشکل جدی دارد. او تشریح می‌کند: اولاً در سنت فلسفی، علیت آن‌قدر شمول پیدا می‌کند که بر فعل ارادی انسان و هویت او حاکم می‌شود. فیلسوفان معتقدند که انسان مجبور است. ابن‌سینا و صدرا می‌گویند: انسان «مضطرٌ فی صورت المختارین» است. تعبیر ملاصدرا در اسفار این است که فعل انسان مانند حجر و شجر است.او برای تأیید این سخنش به نقد مرحوم نایینی به آخوند خراسانی و نقد شهید صدر به نظریه فیلسوفان در بحوث ارجاع می‌دهد. دومین محور بحث سبحانی این است که ماهیت ارزش‌های اخلاقی در فلسفه توضیح پیدا نمی‌کند. او می‌گوید: فیلسوف‌ها وقتی مقدمات برهان و جدل در منطق را آموزش می‌دهند، می‌گویند که قضایای اخلاقی از مقدمات برهان نیست و از مشهورات عرفی است. علامه طباطبایی نیز به همین قائل‌اند که حسن و قبح از اعتباریات بعدالاجتماع است؛ یعنی از دیدگاه ایشان ما به جهت «حب ذات»، بایدونباید را اعتبار می‌کنیم. این موضوع صدای شاگرد ایشان، شهید مطهری را هم درمی‌آورد که با این مبنا اخلاقی باقی نمی‌ماند.
سبحانی معتقد است که با مبانی معرفت‌شناختی فیلسوفان، ارزش‌های اخلاقی قابل شناخت هم نیست. او به «منابع شناخت» ازنظر فیلسوفان اشاره می‌کند و می‌گوید: فیلسوفان قائلند که منابع شناخت یا عقل نظری است یا عقل عملی. عقل نظری واقعیت را کشف می‌کند و عقل عملی که یا قوه عامله است که شناختی در آن نیست؛ یا اگر هم شناختی است شناخت همین اعتباریات اجتماعی و عرفیات است.
سبحانی در خاتمه بیان می‌کند که در نظریه کلامی اسلامی ما که عدلیه است، هر سه سؤال پاسخ محکمی دارد؛ اولاً اختیار و مسوولیت اثبات می‌شود. ثانیاً متکلمان معتقدند خوب و بد مانند سایر کیفیت‌های هستی واقعیت دارد. خوب و بدی صرفاً زیبایی‌شناختی نیست. بلکه یک کیفیت و واقعیت است. ثالثاً متکلمان معتقدند عقل عملی مانند عقل نظری کشف هست و نیست می‌کند و ارزش‌های اخلاقی را به‌دست می‌آورد و داوری می‌کند.

کلام، تسلیم فقه شده است
جوادی ضمن تأیید سخن سبحانی مبنی بر لزوم داشتن سه پایه برای یک نظریه اخلاقی، اختلاف خودش با سبحانی درباره نقایص فلسفه در این پایه‌ها را اعلام می‌کند و می‌گوید: اینکه در متون فلسفی ما عباراتی وجود دارد که نافی مسوولیت اخلاقی و واقعی بودن امر اخلاقی و نافی امکان معرفت امر اخلاقی است، درست است اما مجموع گفته‌های فیلسوفان را باید در نظر گرفت و نباید با یک گزاره قضاوت کرد.
او این مدعای سبحانی را که کلام توانسته است یک مبنا برای اخلاق بسازد رد می‌کند و آن را به مشکل ساختاری کلام برمی‌گرداند و معتقد است عقل کلامی نتوانسته است نظام اخلاقی و بایدونباید را بسازد. او می‌گوید: کلام تسلیم روش‌شناسی فقه شد. فقه هم که نظام هنجاری دین است، در آن امکان ساختن یک نظام اخلاقی عقلانی در آن اعمال نشده است.
او به برداشت‌های دیگر از نوشته‌های فیلسوفان اشاره می‌کند و آن را این‌گونه توضیح می‌دهد: فیلسوفان می‌گویند ما دو جور توان در وجود خودمان داریم؛ یکی توان عقل نظری است و یکی عقل عملی است. کار اصلی عقل عملی ادراک نیست هرچند ادراک هم دارد. عقل عملی جایی معنا پیدا می‌کند که شما می‌خواهید عالَم را بر اساس نظری که قبلاً پیداکرده‌اید درست کنید. گویا شما احساس می‌کنید چیزی کم است و مثلاً اگر ماشین بسازید خوب است. در عقل نظری عالَم اصل است و شما خودتان را با آن تطبیق می‌دهید اما در عقل عملی شما اصل هستید و عالَم و آدم را با خودتان تطبیق می‌کنید. ادراک کلیات اخلاقی کار عقل عملی نیست. عقل عملی کار مهندسی است. عقل عملی نقشه می‌کشد. به این دلیل که باید چیزی را که نیست، بسازد.
جوادی نتیجه می‌گیرد که نباید از فیلسوفان انتظار داشت که با عقل عملی به کشف واقعیت و ماهیت ارزش‌های اخلاقی بپردازند. او بیان می‌کند که حتی متکلمان هم نمی‌توانند بگویند تصمیمات اخلاقی ما عیناً همان چیزی است که در خارج وجود دارد. اگر این‌گونه باشد اصلاً عمل ما بی‌معناست چراکه در واقعیت عین آن وجود دارد. جوادی می‌گوید چه فیلسوف باشیم چه متکلم گریزی از این نداریم که بگوییم فعل اخلاقی ما اعتباری است.
جوادی به گفته‌هایی از فیلسوفان اشاره می‌کند که خلاف اعتباری بودن اخلاق از آن مستفاد می‌شود و معتقد است که این گفته‌ها باید باهم جمع شود. او معتقد است که در مرحله حکم اخلاقی اختلافی بین متکلم و فیلسوف نیست و هر دو ناچارند که فعل را اعتباری بدانند. از نظر او فرق آنها میان ادراکات کلی است که سبحانی هم به آن اشاره کرده است. او می‌افزاید: مثلاً ابن‌سینا می‌گوید در اخلاق، برهان داریم. برهان در ابن سینا یعنی حقیقت و یعنی مقدمات ضروری کلی. به‌علاوه اینکه در حکمت عملی، حکمت کار عقل و نظر است. حکمت عملی کار عقل عملی نیست و این دو باهم متفاوت است. عقل عملی امور جزئی را سامان می‌دهد اما حکمت عملی کار عقل نظری است. اساساً تقسیم حکمت به نظری و عملی یک تقسیم قیاسی است وگرنه حکمت همیشه نظری است.
او بیان می‌کند که در کتب فلسفی «نفس‌شناسی» را مقدمه اخلاق دانسته‌اند و همین معنا نشان می‌دهد که دنبال واقعیت و مبنایی برای اخلاق هستند و پایه اخلاق را اعتباری نمی‌دانند. جوادی سپس سعی می‌کند که این دو برداشت متضاد از نظرات فلاسفه را باهم جمع کند. جوادی می‌گوید: آن جایی که فیلسوفان سخن از مشهورات بودن اخلاق می‌گویند و معتقدند جای آن در جدل است نه برهان، دلیلش این است که قائلند بحث برهان اخلاقی به درد مردم نمی‌خورد. چون برهان اخلاقی باورش سخت است. درحالی‌که غرض اخلاق این است که قانع شود که مثلاً دزدی نکند. بنابراین از مشهورات استفاده می‌کنند که مردم را قانع کنند و الا راه برای نشان دادن حقیقت اخلاق هست اما قبولاندن برهان انتزاعی بسیار سخت است.
جوادی در ادامه یک استفهام انکاری مطرح می‌کند: آیا جایی بوده که متکلمان در تاریخ به خاطر حکم عقل به بایدونباید دستور دهند؟ مثلاً شهید صدر که شما به آن استناد کردید قائل است که عقل از منابع بالفعل فقه نیست. معتقدم استفاده‌ای در سنت ما از عقل نشده است.آخرین محور بیانات جوادی درباره مسوولیت اخلاقی است. او می‌گوید: شما اگر علیت را انکار کنید از آن‌طرف مسوولیت آسیب می‌بیند. در این صورت شخص می‌پرسد این کار چگونه نتیجه خواست من بوده است؟ شانس بوده است.

گزینه سومی هست
سبحانی در پاسخ به نکات جوادی ابتدا می‌گوید: سید مرتضی در مقابل سنت فقهی استاد خودش شیخ مفید ایستاد و خبر واحد را نفی کرد و عقل را پایه فقه قرار داد اما شاگرد بلافاصله او، شیخ طوسی دوباره سنت را به قبل از سید مرتضی برگرداند و سنت او ادامه پیدا نکرد. ما نمی‌توانیم مسیری که فقه پیمود را به گردن متکلمان بیندازیم.
سبحانی اشاره می‌کند که شهید صدر میان اراده و علیت جمع کرده است. او معتقد است که فیلسوفان باب نظریه اخلاقی را بر ما بسته‌اند اما متکلمان حداقل در مدعیات این باب را گشوده‌اند، حالا اگر کسی از گوشه‌ای بیانات یک فیلسوف حرفی بیاورد و آن را رشد دهد و به نظریه اخلاقی واقع‌گرایانه برسد حرفی دیگری است اما سنت هزارساله فلسفه در این زمینه ناتوان است.
او در باب موضوع علیت و اراده توضیح می‌دهد که ما علاوه بر گزینه رد علیت و پذیرش شمول علیت می‌توانیم گزینه دیگری داشته باشیم و آن این است که می‌توان علیت را پذیرفت ولی این علیت در حوزه فعل اختیاری ما حاکم نیست و می‌توانیم اراده را در این حوزه بپذیریم. موضوعاً اراده از علیت خارج می‌شود نه حکماً. سبحانی در این زمینه به نظریه استاد فیاضی ارجاع می‌دهد.
سبحانی درباره شناخت امر اخلاقی می‌گوید: در باب عقل عملی دو دیدگاه مخالف در میان فیلسوفان است. یک دیدگاه برای ابن‌سیناست و دیدگاه دیگر برای سایرین. ابن‌سینا می‌گوید عقل نظری هم هستی و نیستی را می‌شناسد و هم بایدونباید. عقل عملی را هم قوه عامله می‌داند. سؤال این است که عقل نظری در حوزه شناخت هست و نیست، مانند بایدونباید عمل می‌کند؟ این‌طور نیست. تصریح ابن‌سینا این است که کار عقل نظری در حوزه هست و نیست، شناخت واقعیت است و در حوزه بایدونباید، شناخت مشهورات است؛ یعنی در حوزه ارزش‌های اخلاقی مانند یک جامعه‌شناس و مردم‌شناس عمل می‌کند. پس اینکه بگوییم در ابن‌سینا عقل نظری واقعیت کشف می‌کند، یکی از واقعیت‌ها اخلاق است، پس عقل نظری واقعیت کشف می‌کند، حرف درستی نیست.
او ادامه می‌دهد: نفس‌شناسی هم مشکل را حل نمی‌کند. حکمت عملی ازنظر ابن‌سینا سه بخش است؛ اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مُدُن. اخلاق ابن‌سینا برخلاف ملاصدرا ناظر به کمالات و انسان کامل نیست. در حوزه شیوه شناخت اخلاق هم همین مشکلات وجود دارد.
جوادی درباره مسوولیت اخلاقی به سبحانی این‌طور پاسخ می‌دهد: فیلسوفان مفهومی به نام «شانس اخلاقی» را مطرح می‌کنند و مثلاً می‌گویند راست گفتن به‌هرحال یک امر اخلاقی است اما این راست گفتن تا چه اندازه تحت اراده خودم بوده است، در نظر فیلسوفان تاکید نمی‌شود. ممکن است به تربیت من و ژن من بستگی داشته باشد اما متکلمان برخلاف این یک نگاه وظیفه‌گرایانه دارند. دلیلش قابل تأمل است و باید ببینیم کدام به نگاه دینی هم نزدیک‌تر است.
جوادی دوباره بر موضوع اقناع امور اخلاقی و تقدمش بر شناخت حقیقت امور اخلاقی در نظر فیلسوفان تاکید می‌کند و قائل است که در نظر فیلسوفان اخلاق یک امر عرفی محض نیست و دارای حقیقت است اما به جهت اقناع مردم آن را در دسته مشهورات و جدلیات جا داده‌اند. لذا اخلاق را به پزشکی تشبیه کرده‌اند.درنهایت جوادی بیان می‌کند که هم در فلسفه و هم در کلام و عرفان روی موضوع اخلاق کار جدی نشده است و این امر مغفول مانده است.سبحانی تاکید می‌کند که موضوع شانس اخلاقی را در صورتی می‌توان پذیرفت که موردی باشد و تبدیل به قاعده نشود. چراکه در این صورت مبنای ارزش اخلاقی از بین می‌رود.

برگزاری نشست جایگاه ادراک حسی در نظام معرفت شناسی قرآن

برگزاری نشست جایگاه ادراک حسی در نظام معرفت شناسی قرآن

نشست علمی«جایگاه ادراک حسی در نظام معرفت شناسی قرآن» ویژه اولین کنگره بین المللی قرآن و علوم انسانی از سوی انجمن کلام اسلامی حوزه و با همکاری دبیرخانه کنگره بین المللی قرآن و علوم انسانی و دبیرخانه انجمن های علمی حوزه برگزار می شود.

این نشست علمی با حضور حجت الاسلام سیدمهدی میرزابابا (پژوهشگر پـژوهشگاه قرآن و حدیث و عضو انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه) در روز یک شنبه 7  آبان  ماه سال 96 ساعت 18:30  الی 20:30  در سالن همایش انجمن های علمی حوزه برگزار خواهد شد. آقای دکتر مهدی نصرتیان اهور، دبیر علمی این نشست می باشد.

زمان: یک شنبه 7  آبان  ماه

ساعت:  18:30  الی 20:30

آدرس: بلوار جمهوری اسلامی، کوچه 2، اولین فرهی سمت چپ، ساختمان انجمن های علمی حوزه- سالن همایش

حضور در این نشست برای عموم آزاد است.

برگزاری نشست اقامه ادله کلامی بر پایه نگاه مجموعی به آیات قرآن کریم

برگزاری نشست اقامه ادله کلامی بر پایه نگاه مجموعی به آیات قرآن کریم

نشست علمی «اقامه ادله کلامی بر پایه نگاه مجموعی به آیات قرآن کریم» ویژه اولین کنگره بین المللی قرآن و علوم انسانی از سوی انجمن کلام اسلامی حوزه و با همکاری دبیرخانه کنگره بین المللی قرآن و علوم انسانی، دانشگاه ادیان و مذاهب و دبیرخانه انجمن های علمی حوزه برگزار می شود.

این نشست علمی با حضور آقای دکتر محمد جاودان (عضو هیأت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و عضو انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه) در روز پنجشنبه 4 آبان ماه ماه سال 96 ساعت 10  الی 12 در سالن امام موسی صدر دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار خواهد شد.

نوآوری‌های کلامی علامه خفری

نوآوری‌های کلامی علامه خفری

نشست علمی با موضوع نوآوری‌های کلامی علامه خفری

سخنرانان: دکتر محمدتقی سبحانی، دکتر صفر جبرئیلی

دبیر علمی: دکتر مهدی کریمی

 

دریافت
حجم: 53.4 مگابایت

این فایل توسط این پایگاه و با هزینه‌ی شخصی آماده شده است. در صورت تمایل به مشارکت در هزینه‌های سایت روی دکمه‌ی حمایت مالی کلیک کنید.

 

نقد کتاب تاریخ کلام امامیه (حوزه ها و جریان های کلامی)

نقد کتاب تاریخ کلام امامیه (حوزه ها و جریان های کلامی)

نقد کتاب تاریخ کلام امامیه (حوزه ها و جریان های کلامی)

مؤلف: دکتر رسول رضوی

ناقدان: دکتر محمدتقی سبحانی، دکتر محمدصفر جبرئیلی

دبیر علمی: دکتر اکبر اقوام کرباسی

حجم: 28.3 مگابایت
این فایل توسط این پایگاه و با هزینه‌ی شخصی آماده شده است. در صورت تمایل به مشارکت در هزینه‌های سایت روی دکمه‌ی حمایت مالی کلیک کنید.
برگزاری نشست امکان سنجی تعریف علم در قرآن

برگزاری نشست امکان سنجی تعریف علم در قرآن

نشست علمی «امکان سنجی تعریف علم در قرآن» ویژه اولین کنگره بین المللی قرآن و علوم انسانی از سوی انجمن کلام اسلامی حوزه و با همکاری دبیرخانه کنگره بین المللی قرآن و علوم انسانی و دبیرخانه انجمن های علمی حوزه برگزار می شود.

سخنرانان: حجت الاسلام دکتر شعبان نصرتی (عضو هیأت علمی پـژوهشگاه قرآن و حدیث و عضو انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه) و حجت الاسلام دکتر محمد رکعی (عضو هیأت علمی پـژوهشگاه قرآن و حدیث و عضو انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه)

 دبیر علمی: حجت الاسلام دکتر هادی کمال عزت.

زمان: یک شنبه 30  مهر ماه، ساعت 18:30 الی 20:30.

آدرس: بلوار جمهوری اسلامی، کوچه 2، اولین فرهی سمت چپ، ساختمان انجمن های علمی حوزه- سالن همایش

برگزاری نشست نوآوری‌های کلامی علامه خفری

برگزاری نشست نوآوری‌های کلامی علامه خفری

نشست علمی «نوآوری ها کلامی علامه خفری» پنج شنبه 27 مهر 1396 از ساعت8:30 الی 11 در سالن اجتماعات مجمع عالی حکمت اسلامی واقع در خیابان 19 دی ،کوچه شماره 10 برگزار می­گردد. در این نشست علمی کارشناسان محترم آقایان حجج اسلام والمسلمین دکتر محمد تقی سبحانی و دکتر محمدصفر جبرئیلی به ارائه مباحثی پیرامون روش‌شناسی کلامی محقق خفری، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری از مدارس کلامی، آراء و رویکردهای کلامی، نوآوری‌های مختلف کلامی و... خواهند پرداخت.

دبیر علمی نشست «نوآوری های کلامی علامه خفری»  را جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر مهدی کریمی بر عهده خواهند داشت.

نشست علمی «نوآوری های کلامی علامه خفری»  در آستانه برگزاری همایش ملی بزگداشت علامه شمس الدین محمد خفری از سوی مجمع عالی حکمت اسلامی و با همکاری دانشگاه جهرم و ستاد برگزاری همایش علامه خفری، پنج شنبه 27 مهر 96 از ساعت 8:30 الی 11 برگزار می شود.

شرکت در این نشست برای عموم برادران و خواهران آزاد می باشد.