امام تاریخی و علم ویژه

به گزارش روابط عمومی انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه، دکتر نعمت الله صفری فروشانی در سومین روز از دومین دوره مدرسه تابستانی کلام امامیه که در روز پنج شنبه 28 مرداد در مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان که به همت انجمن کلام حوزه - دفتر اصفهان برگزار گردید به بررسی علم ویژه امام با رویکرد تاریخی پرداخت.

حجم: 33.3 مگابایت

دکتر نعمت الله صفری فروشانی دانشیار جامعه المصطفی العالمیه گفت: مقصود از امام تاریخی  امامی است که در عینیت تاریخ وجود داشته، در سالی به دنیا آمده و در سالی از دنیا رفته است. این امام در دوره ی حیات خود، مانند سایر انسان ها زندگی اجتماعی داشته است. تاریخ در مورد پیش از تولد او سخن نمی گوید و او را پس از رحلت نیز مورد کنکاش قرار نمی دهد.

وی ادامه داد: منظور از علم ویژه نیز علم خاصی است که امام، نه به عنوان یک انسان عادی، بلکه به عنوان یک فرد ویژه و از طرق ویژه اخذ می کند. این علم شامل علم به غیرحوادث مانند علم به علوم، معارف، احکام، دانستنی های بشری و کائنات و نیز علم به حوادث گذشته و حوادث آینده می شود که بحث ما بر علم ویژه امام به حوادث آینده متمرکز است.

دکتر صفری فروشانی در ادامه به منابع شناخت امام اشاره کرد و گفت: تاریخ، کلام و روایات، سه منبع شناخت امام می باشند. اما معمولا بعد تاریخی امام نادیده گرفته شده است حال آنکه امام تاریخی بخش مهمی از امام است.

وی با این مقدمه به این سؤال که چه ضرورتی دارد که بحث امام تاریخی با وجود خطرات آن مطرح شود پاسخ داده و گفت: اولا امام کلامی و روایی نمی توان از امام تاریخی جدا کرد و بالاخره امام تاریخی بخش مهمی از امام را در بردارد. ثانیا  این امام تاریخی ظرفیت الگویی دارد. ثالثا مطالعات تاریخی کاربردی تر و عقلایی تر از مطالعات روایی و کلامی است که متدینانه تر است. رابعا مخا‌لفان ما نظیر مستشرقان، روشنفکران و سلفیه بسیار زودتر از ما  به این امام تاریخی توجه کرده و از این طریق شبهاتی را به امامت شیعی وارد کرده اند که  پاسخگویی روشمند به شبهات آنان رویکرد تاریخی به امام را ضروری می سازد و خامسا دست کم در برخی موارد امام تاریخی با امام کلامی و روایی دچار تعارض می شود که حل این تعارض نیز نیاز به مطالعات تاریخی دارد.

دکتر صفری فروشانی سپس با بیان بایسته های مطالعات تاریخی استاندارد درباره امامت گفت: در بحث های تحلیلی تاریخ، نمودهای عینی افعال امام را باید فهمید که منابع آن نیز منابع تاریخی است. یعنی هر چیزی که قابلیت داشته باشد که به نحوی به ما گزارش تاریخی دهد مانند کتب تاریخی، حدیثی و حتی رجالی. نکته سوم آنست که مطالعات تاریخی مطالعات بسترشناسی است یعنی باید زمینه ها،‌ علت ها و... را شناخت. باید شرایط پس از سقیفه، شرایط مدینه،‌ کوفه و... را شناخت تا بتوان تاریخ امام را بررسی کرد.

وی افزود: مطالعات تاریخی نیز می تواند میله ای یا درختی باشد. درخت وقتی داخل زمین می رود،‌ ریشه هایش گسترده می شود و... از این رو مطالعات درختی مطالعات دقیق تری است. نکته مهم دیگر آنست که تاریخ به دنبال نمود های عینی است و گزاره های کلی در تاریخ جایی ندارد. تاریخ کلیت علم امام کاری به ندارد. تاریخ به مطالعه «علم مؤثر» امام می پردازد. اگر گفته شود امام علم به آینده دارد، تاریخ می پرسد نمونه های عینی آن چیست؟. کجا امام آن را استفاده کرده و...؟ تاریخ می گوید اگر امام استراتژی دشمن را می داند، آیا پاتک می زند یا می ایستد تا شکست بخورد؟ اگر امام می داند کوفیان با او چه می کنند، به این علم خود چه ترتیب اثری می دهد؟ امام می داند که این غذا مسموم است. آیا این را نمی خورد؟ بر فرض امام استراتژی دشمن را می داند. تأثیر آن کجا بود؟ این مهم است که آیا از آن استفاده کرد؟

ایشان در ادامه گفت: آخرین نکته در مطالعه تاریخی امام آنست که در تحلیل تاریخی امام شخصیت ویژه ندارد. مثلا امام مردم را نصیحت می کند، ممکن است اثر کند یا نکند! مثل بقیه انسانها.  امام با سپاه ملائک به جنگ ملائک نمی رود. امام در تاریخ است،‌ نه بر تاریخ. و به عبارت بهتر امام مشمول قواعد تاریخی است. تاریخ به دنبال کشف واقعیت است و در این راه از قرائن بهره می برد. اما در مطالعات تاریخی باید توجه داشت که ماوراء را نفی نمی کنیم؛ اما به دنبال «پاسخ تاریخی» هستیم! پس باید مراقب باشیم که رویکرد تاریخی سکولار هم نداشته باشیم چون این رویکرد عمدتا با مغالطه توأم است و بافته های تاریخ را با نیافته های آن مغالطه می کند مثلا برخی معتقدند چون تاریخ نتوانست وجود ملائک را اثبات کند، پس ملائک نیستند.

دکتر صفری بر پایه همین روش به تحلیل تاریخی علم ویژه امام پرداخت و گفت: ما با تاریخ نمی توانیم گزاره های موجبه کلیه ی صحیحی در باب علم امام اثبات کنیم. البته از نظر تاریخی سالبه کلی هم در باب علم امام صحیح نیست چرا که گزارش های تاریخی از خبر دادن های پیامبر (ص) و امام علی (ع) داریم که واقع هم شده است و یا نمونه مهم عینی آن زندگانی امام جواد (ع) است که طبق تاریخ هیچ گزارش قابل اعتنایی بر درس خواندن امام وجود ندارد اما طبق همین تاریخ او توانسته شیعه را اداره کند و یکی از مهم ترین ویژگی هایی که امام اداره کننده شیعه باید دارا باشد، علم است و هیچ کس هم به علم ایشان نقیصه ای وارد نکرده است.

وی افزود: بنابراین حتی از نظر تاریخی سالبه کلیه نسبت به علم ویژه امام مورد قبول نیست ولی آنچه با رویکرد تاریخی مورد قبول واقع می شود موجبه جزئیه است بدین معنا که امام در برخی مسائل علم ویژه دارد. از میان مباحث موجود به نظر می رسد بحث «اذا شاؤوا علمو» راه ورود مناسبی برای بحث باشد و البته در این بحث اراده و شاء هم یک فرایند و یک فعل وجودی هزینه بر است و به معنای مطلق التفات نیست از این رو در دیدگاه ما اصل آنست به طور کلی امام «لم یشأ» است. البته این قدرت را دارد که مشیت کند و عالم شود اما لزومی ندارد که مدام و دم به دم بخواهد این دانستن را مشیت کند.

ایشان در پایان سخنان خود گفت: پیامد این بحث و رویکرد تاریخی به علم امام یک نگاه حداقلی و تقصیری است. یعنی لم یعلموا الا اذا شاء ‌الله او اذا شاؤوا أن علموا و موارد هذه الإشائه قلیله جدا. پیامد دوم این بحث آنست که  این بحث ها در حال حرکت به باورهای کلامی است و اگر پاسخ داده نشود باورهای کلامی مخدوش می شود. نکته مهم اینست که مخالفان هم خوب پی برده اند که از کجا به باورهای کلامی شیعه امامیه هجوم بیاورند چون چنانچه سنگر علم امام فرو بریزد به دلیل اینکه اندیشمندان شیعه صدها سال در پی اثبات و تقویت آن بوده اند، بسیاری از سنگرهای اعتقادی دیگر شیعه نیز فرو می ریزد. به عنوان نمونه اتان کلبرگ از دانشمندانی است که با مطالعات تاریخی سخت ترین اشکالات را به باورهای کلامی امامیه وارد می کند. یا برخی وهابیان با نگارش کتاب هایی قوی مانند مسأله النص فی الامامه  به صورت بسیار آکادمیک با مطالعات تاریخی به عقاید شیعه هجمه وارد می کنند. و همینطور این مطالعات تاریخی در میان نزاع هایی که مطالعات فلسفی، عرفانی، کلامی و قرآنی با یکدیگر دارند، خود را  رشد می دهد و در آینده به جایی می رسد که همه این مطالعات را تحت الشعاع قرار می دهد.

وی افزود: همچنین علت دیگری که باعث رشد این مطالعات تاریخی منجر به تقصیر در معرفت امام شده، این است که قوی ترین آثار روشمند ما در مباحث امام تاریخی الگوهای مطالعاتی آکادمیسین های غربی یا تأثیر گرفته از الگوهای غربی است. به عنوان نمونه از قوی ترین آثار مستشرقان کتاب جانشینی حضرت محمد (ص) از مادلونگ است که بخش امام علی (ع) آن ترسیم تاریخی حیات امام با نگاه تقصیری مستشرقان است. اما در مقابل کتب قوی تاریخی از سوی اندیشمندان سنتی به مطالعات امامت پژوهی نپرداخته است. در این مسیر البته وظیفه اصلی به عهده متکلمان است که با فراگیری آکادمیک تاریخ به صورت روشمند به دفاع از مبانی خود دست بزنند و مطالعات تاریخی را بومی سازی کنند و تحلیل های تاریخی را کارآمد سازی کنند.

لازم به ذکر است دومین دوره مدرسه تابستانی کلام امامیه با موضوع تبیین ابعاد نظریه امامت در روزهای 26 تا 28 مرداد سال 95 با حضور جمعی از اساتید برجسته کلام از جمله حجج اسلام آقایان دکتر برنجکار، سبحانی، قاضی زاده، خسروپناه، قدردان قراملکی، صفری فروشانی، نصیری و ... به مدت سه روز از سوی انجمن کلام اسلامی حوزه در مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان برگزار شده است.