نظریه امامت و ولایت فیلسوفان و عارفان

به گزارش روابط عمومی انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه، حجت الاسلام دکتر عبدالحسین خسروپناه در دومین کارگاه مدرسه تابستانی کلام امامیه که در روز سه شنبه 26 مرداد در مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان به همت انجمن کلام حوزه - دفتر اصفهان برگزار گردید به بررسی نظریه امامت و ولایت در فلسفه و عرفان اسلامی امامیه پرداخت.

حجم: 36.9 مگابایت

حجت الاسلام دکتر عبدالحسین خسروپناه رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران گفت: فلاسفه ی مشاء و اشراق کمتر به بحث امامت می پرداختند. زیرا فلسفه ی سیاسی اصلا محل بحث آنها نبوده اما  فارابی از این قاعده مستثنی است. وی از منظر هستی شناسی، انسان شناسی و جامعه شناسی نظریه امامت را بررسی می کند. او حکمت و شریعت را دو رکن مدینه فاضله دانسته و لازمه این دو رکن را گرایش مردم به حکمت و شریعت و آگاهی و گرایش رئیس مدینه فاضله به حکمت و شریعت معرفی می کند. از این رو رئیس مدینه فاضله کسی نیست جز نبی و بعد از آن امام. بنابراین فارابی امامت را ریاست ثانیه بعد از نبوت مطرح می کند در واقع امامت در اندیشه فلسفه مشاء فارابی یک نظریه سیاسی و جامعه شناختی است.

وی سپس به تعریف امامت در فلسفه اشراق پرداخت و افزود: پس از آن نزد سهروردی و  چندی بعد میرداماد که از میراث تصوف استفاده کرده‌اند، با امکان اشرف به نظریه‌ای عرفانی برای امامت می رسند.

ایشان گفت: نظریه انسان کامل یک تئوری عرفانی از امامت است که از فلسفه اشراق به بعد مطرح می شود.

حجت الاسلام دکتر خسروپناه در ادامه به دیدگاه عارفان مسلمان درباره ولایت پرداخته و بیان داشت: در عرفان اسلامی نظریه ولایت در هر سه عرصه عرفان اجتماعی، معرفتی و نظری وجود داشته است.

وی در بیان جریان شناسی عرفان اسلامی گفت: جریان تصوف در قرن دوم در بصره و به خصوص در کوفه آغاز شد. در قرن سوم مسلمین عملاً به سه گروه شیعه، سنی و صوفی تقسیم شدند که صوفیان هر چند ولایت سیاسی امیر المؤمنین را نمی پذیرفتند اما ولایتی تکوینی برای ایشان قائل بودند. این جریان را اصطلاحا جریان عرفان اجتماعی می نامیم. از قرن چهارم واژه عرفان به عنوان یک دیسیپلین شکل گرفت تا آنکه در قرن ششم عرفان معرفتی (رساله قشیریه، منازل السائرین،...) به تبیین عقلانی (نه استدلالی) نظرات عرفا می پردازد. اما در قرن نهم ساختار عرفان نظری توسط ابن عربی و شارحان وی نظیر قونوی و قیصری شکل گرفته و پس از آن شکل استدلالی عرفان به واسطه سید حیدر آملی، ابن ترکه و ملا صدرا آغاز شد از این رو حکمت متعالیه را می‌توان امتداد عرفان نظری دانست.

ایسان بر پایه همین مقدمه افزود: ولایت در عرفان اجتماعی مطرح شد و اولین رساله در مورد ولایت، رساله فی مفهوم الولایه از محمد بن علی ترمذی است. پس از او هجویری در قرن 5 به ولایت و اقسام اولیا پرداخته و اشعار بسیاری در مدح امیرالمومنین علیه السلام تا امام صادق علیه السلام از ائمه شیعه دارد. خواجه عبدالله انصاری نیز در صد میدان و منازل السائرین بحث ولایت را ذکر می کند. نظریه ولایت در عرفان اجتماعی بدین شکل ادامه می یابد تا آنکه ابن عربی تلاش کرد تبیین عقلانی (نه الزاماً استدلالی) برای ولایت ارائه دهد.

دکتر خسروپناه در بیان دیدگاه عارفان از نظزیه ولایت بیان داشت: می توان گفت ولایت در عرفان هم برمحور نظریه انسان کامل مطرح می شود و ویژگی هایی که عرفا برای انسان کامل قائل اند در اصل بیانگر نظریه ولایت آنان است. این ویژگی ها عبارتست از: 1- جامعیت 2- اعتدال  بدین معنا که ولی و انسان کامل در جامعیتش اعتدال دارد. 3- حقیقت انسان کامل حقیقت محمدیه است و احدیت و واحدیت را انشا می کند و بین آنها جمع می کند. 4- خدا چون کمال مطلق است فیاض مطلق هم هست از این رو انسان کامل واجد کمال جلا و استجلا است. کمال جلا یعنی خدا  در او به نحو کامل ظهور کرده و کمال استجلا یعنی حق خود را در او کامل مشاهده می کند  5-انسان کامل خلیفه الله است چون همه کمالات در او ظهور کرده وبه دست او احیا و اماته انجام می گیرد. 6- انسان کامل روح عالم است بدین معنا که انسان کامل رب عالم و عالم عبد او است و وی نقش تدبیر و ربوبیت عالم را دارد. 7- انسان کامل سبب ایجاد عالم است 8- او علت غایی عالم است. بنابراین با توجه به این ویژگیها باید گفت نظریه سیاسی امامت فرع بر نظریه عرفانی شده است. یعنی نتیجه ی منطقی مقام عرفانی انسان کامل است.

عضو حقیقی شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی در ادامه به بیان مصادیق ولایت در دیدگاه ابن عربی پرداخت و گفت: مصداق انسان کامل کسی است که در مسیر سلوک به نهایت درجه ی قرابت رسیده است. ولایت کلیه محمدیه و شخص نبی مکرم مصداق تمام انسان کامل است که با ولایت مطلقه حضرت مسیح علی نبینا و آله و علیه السلام متفاوت است. ابن عربی پس از پیامبر اکرم از سه مصداق برای خاتمیت ولایت پیغمبر نام می برد؛ یکی خودش دیگری شخصی که در فاس اورا ملاقات کرده و آخرین خاتم هم وجود امام مهدی از آل نبی علیهم السلام است.

دکتر خسروپناه در توضیح مطلب فوق، ولایت را به سه نوع تقسیم کرد و اظهار داشت: ختم ولایت مطلقه حضرت مسیح است ختم ولایت کلیه محمدیه امام مهدیه است و ختم ولایت جزئیه محمدیه نیز خود ابن عربی است.

عضو انجمن کلام اسلامی حوزه در پایان به تلاش های صدر المتألهین اشاره کرده و افزود: ملاصدرا از آراء ابن عربی برای توضیح انسان کامل در حکمت متعالیه نهایت بهره را می برد. البته او نظرات فارابی را هم اضافه می کند. صدرا تلاش شایسته دیگری نیز می کند و آن آوردن روایاتی از کتاب الحجه کافی و توضیح و تطبیق آنها با مباحث فلسفی عرفانی خویش است.

وی پس از آن، هم ضرورت «نصب» و هم «نص» در باب امامت و انسان کامل را  مطرح می کند. از دیدگاه استاد خسروپناه فلاسفه صدرایی از لحاظ اعتقاد به گستره ی مقامات امام از محدثین سبقت گرفته و از لحاظ قدرت تبیین عقلانی از متکلمین پیشتر رفته اند. بنابراین در حکمت متعالیه بسیاری از روایات که نه متکلمان و نه محدثان توانایی درک کامل آن را نداشته اند، تبیین می شود.

لازم به ذکر است دومین دوره مدرسه تابستانی کلام امامیه با موضوع تبیین ابعاد نظریه امامت  در روزهای 26 تا 28 مرداد سال 95 با حضور جمعی از اساتید برجسته کلام از جمله حجج اسلام آقایان دکتر برنجکار، سبحانی، خسروپناه، قدردان قراملکی، صفری فروشانی و... به مدت سه روز از سوی انجمن کلام اسلامی حوزه در مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان برگزار شده است.