برگزاری مدرسه زمستانی کلام اسلامی با موضوع «نقد و بررسی مبانی وهابیت و داعش»

برگزاری مدرسه زمستانی کلام اسلامی با موضوع «نقد و بررسی مبانی وهابیت و داعش»

اولین مدرسه زمستانی کلام اسلامی با موضوع "نقد و بررسی مبانی وهابیت و داعش" به همت انجمن کلام اسلامی حوزه، دانشگاه سیستان و بلوچستان و دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد.

در این کارگاه دو روزه با حضور اساتید برجسته حوزه و دانشگاه، حجج اسلام آقایان دکتر سیدمهدی علیزاده  موسوی، دکتر حسن ضیاتوحیدی و دکتر عزالدین رضانژاد به نقد مبانی فکری وهابیت و داعش پرداختند.

حجت الاسلام دکتر رضا برنجکار ابراز داشت: تا کنون به همت انجمن کلام ما سه برنامه مدرسه تابستانی در شهر اصفهان و دو برنامه هم در مشهد داشته ایم که با استقبال خوب طلاب و فضلای حوزوی همراه بوده است و اولین برنامه مدرسه زمستانی را البته به مدت دو روز در تاریخ چهارم و پنجم بهمن ماه در شهر زاهدان برگزار می کنیم.

ایشان هدف از برگزاری این دوره دو روزه را پرداختن به بحث سلفیه و داعش فراتر از بحث نظامی، و به خصوص در ریشه های فکری و اعتقادی و فقهی آن ها دانستند که باید مورد نقد و بررسی جدی قرار گیرد و مهم شناختن این ریشه ها و نقد علمی افکار نادرست آن ها است که این کار باید با رویکرد مبانی کلامی انجام گیرد.

بازخوانی احادیث «کونوا النمرقه الوسطی» در پرتو متون اصیل دینی

بازخوانی احادیث «کونوا النمرقه الوسطی» در پرتو متون اصیل دینی

سومین مدرسه تابستانی کلام امامیه

نشست نهم: بازخوانی احادیث «کونوا النمرقه الوسطی» در پرتو متون اصیل دینی

دکتر محمدتقی سبحانی

حجم: 32.9 مگابایت

آسیب شناسی رویکردهای حدیث پژوهی جریان سلفی گری ایرانی با تأکید بر مؤلفه غلو

آسیب شناسی رویکردهای حدیث پژوهی جریان سلفی گری ایرانی با تأکید بر مؤلفه غلو

سومین مدرسه تابستانی کلام امامیه

نشست هشتم: آسیب شناسی رویکردهای حدیث پژوهی جریان سلفی گری ایرانی با تأکید بر مؤلفه غلو

دکتر سید علی‌رضا حسینی

دریافت صوت
حجم: 39.2 مگابایت


خلاصه‌ای از مباحث ارائه شده:


در مجموعه حدیث پژوهی با دو نگاه عمده مواجه هستیم: 

1) گروهی که اعتقاد دارند می‌شود و باید معارف را از مجموعه احادیثی که در دست داریم بگیریم. 

2) گروهی که به شدت با مجموعه پیش روی ما (احادیث امامیه) با تردید نگاه می‌کند و حتی به مرز انکار آن هم می‌رسد. 

 

احادیث بسیار زیادی از راویان ضعیف و متهم به غلو نقل شده است. وجود روایات پرشمار از راویان متهم به #غلو، یکی از مهم‌ترین دستاویزهای قرآنیون است. 

قرآنیون برای حکم به غالی بودن و دروغگو بودن شخصی از راویان باید به منابع کهن رجوع کنند و نگاشته‌های نخستین را اعتبار سنجی و مشخص کنند که متعلق به کدام دوره تاریخ و چه شرایطی است و باید توجه کنند که این اظهار نظرها در یک نظام اعتبار سنجی و پارادایم خاص بیان شده‌اند و باید مورد بررسی قرار گیرند و دامنه سلبی و ایجابی این اصطلاحات مورد تحدید قرار گیرد.


ما با دو نظام اعتبار سنجی مواجه هستیم:

1) متأخرین: مهم‌ترین عامل برای اعتبار سنجی یک نقل، سلسله روات یا سند آن است و آنچه به سنجش سند یاری می‌کند داوری‌های اعتبار سنجی آثار متقدمین است.

2) متقدمین: یک نظام اعتبار سنجی وجود دارد که راویان «یکی» از مؤلفه‌های اعتبار سنجی در آن است. 

 

راویان در میراث حدیثی شیعه به سه دسته تقسیم می‌شوند:

1) راویان توثیق شده 

2) راویان تضعیف شده 

3) راویانی که در کتب رجالی توصیف نشده‌اند. 

 

راویانی که مورد داوری آثار کهن اعتبار سنجی قرار گرفته‌اند، همگی دارای آثار و تصنیفات بوده‌اند. در نظام متقدمین صاحبان اثر موضوع داوری رجالی هستند. این نظام اعتبار سنجی، سابقه تاریخی در پیشینه تاریخ حدیث شیعه در دوره حضور داشته و برخاسته از مدیریت فرهنگی امامین صادقین است و بر اساس آموزه‌های ایشان، این نظام شکل یافته است.  


نقش مدیریت فرهنگی اهل بیت در سنت انتقال احادیث:

1) گفتمان ترغیب به دانش آموزی و علم آموزی

2) دستور به نگارش یافته‌های دین شناختی 

3) در انتشار کتب یک فرآیند چند مرحله‌ای تعریف شده است: استنساخ، سماع و قرائت.

  

نتایج مدیریت فرهنگی اهل بیت

1) افزایش توان دین ورزی شیعیان بر پایه مکتوبات.

2) ایمن سازی فرآیند انتقال میراث حدیثی شیعه.

3) رقم خوردن مفهومی ویژه از #وثاقت و #ضعف (بر اساس محتوای آثار حدیث)

4) بروز روش ویژه برای اعتبار سنجی احادیث (تحلیل محتوایی)

5) امکان پاسخگویی به نیازهای فرهنگی نو پیدا بر اساس منابع مکتوب موجود.

6) پیدایش نقش دوگانه راویان در نقل احادیث شیعه (مصنف و ناقل)

7) امکان دوباره اندیشی و با چالش کشیدن داوری‌های پیشین


در نظام اعتبارسنجی متقدمین، راوی ضعیف کسی است که به منفردات وی عمل و اعتنا نمی‌شود؛ نه این‌که تمام میراث حدیثی او کنار گذاشته شود. 


آثار و نتایج عملی اندیشه سلفی گری ایرانی

آثار و نتایج عملی اندیشه سلفی گری ایرانی

سومین مدرسه تابستانی کلام امامیه

نشست هفتم: مبانی سلفی‌گری ایرانی؛ آثار و نتایج عملی اندیشه سلفی گری ایرانی

دکتر سید حسن هاشمی

دریافت صوت
حجم: 32.2 مگابایت


دریافت پاورپوینت استاد
حجم: 520 کیلوبایت


خلاصه‌ای از مباحث ارائه شده:


نام های این جریان فکری: نام های متعددی پیرامون این گروه وجود دارد. از جمله: 1) «قرآنیون شیعه» (نام گذاری توسط احمد کسروی) 2) «جریان های تجدید نظر طلب در عقائد شیعه» 3) «جریان قرآن بسندگان» 4)  «موحدان» (نام گذاری توسط خود این جریان در اعلامیه های برقعی) 5) «اصلاح گر شیعه» (نام گذاری توسط علی رهنما).


باید توجه داشت که دلیل نام گذاری های متفاوت در این جریان برای وارد و خارج کردن گروه هایی در این جریان است. همچنین باید توجه داشت که شخصیت ها و دسته های مختلف در این جریان با هم متفاوت اند.


این تفکر فقط در بین مسلمانان وجود نداشته و در ادیان دیگر هم این نوع اندیشه وجود دارد. مثلاً در بین یهود پیروان مکتب قَرائیم فقط تنخ (تورات عبری) را قبول دارند  و در مسیحیت، پروتستان ها فقط انجیل را قبول دارند و هیچ تفسیر و توجیهی از آن را نمی پذیرند. همچنین گروهی افراطی به نام کُواکِر ها در این دسته وجود دارند که ضد روحانیت و ضد کشیش هستند.


با توجه به عبارت «حسبنا کتاب الله» طرز تفکری وجود داشته که نتیجه اش کنار گذاشتن پیامبر و اهل بیت می شود (باید توجه داشت که حسبنا کتاب الله با حدیث اریکه رد می شود). در عصر علوی دوباره این طرز تفکر با لا حکم الا لله شروع شد که نتیجه اش کنار گذاشتن پیامبر و پیشوایان ایشان شد. 


شعار قرآن بسندگی در عصر جدید در قرن 18 با سِر احمد خان هندی آغاز شد. وی کتاب های زیادی از جمله کتابی در تفسیر نوشته است.

نتیجه و کارکرد تفکر این گروه، کنار گذاشتن رسول خداست. زیرا اگر قرآن برای همه باشد و همه بخواهند بفهمند و روایات و مفسرین قبل را کنار بگذاریم ، نتیجه ای جز گسست گرایی بین کتاب و سنت نخواهد داشت. سر احمد خان هندی نهایتا منکر اساس وحی شد و قرآن را حاصل تجارب خود رشد و شکوفایی عقل پیامبر دانست و اعجاز و آسمانی بودن آن را نفی کرد.

اندیشه‌های متعددی زیادی از این تفکر ریشه گرفت. بعد ها این تفکر به مصر رفت و به حسن البنا، محمد عبده، محمود شلتوت، طه حسین، احمد امین و... رسید. در میان شیعیان و ایرانیان این جریان با سید جمال الدین اسدآبادی (دست کم شعارهایش) آغاز شد و با  اسدالله خرقانی، شریعت سنگلجی، محمدخالصی زاده و....ادامه یافت.



مهمترین نتایج تفکر سلفی گری ایرانی:

* انکار وجود امام زمان

* نفی شفاعت، توسل،رجعت، علم غیب، وصایت و... ؛

* نفی زیارت امام زادگان و تعمیر قبور وساخت گنبد وبارگاه برای آن؛ 

* حرام دانستن عزاداری برای امام حسین و سایر ائمه؛

* انکار تقلید واعتقاد به بی نیازی آن درانجام تکالیف؛

* فاصله گرفتن از مرجعیت رسمی دینی و روحانیت و در حال حاضر تقابل با ولایت فقیه؛

* نفی احکامی مانند وجوب خمس؛

* تمرکز بیش ازحد بر خرافه ستیزی (در حالی که تعریف درستی از آن ارائه نمی دادند)؛

* گرایش به عقل‌گرایی و خردورزی غربی.


زمینه های استفاده و جذابیت های این اندیشه برای جریانهای فکری مخالف

* روشنف‌کران دینی: نفی حدیث، حکم مرتد، اسلام و دموکراسی، نذر و زیارت امام زادگان، فقه روشن‌فکری و...

* مخالفان نظریه حکومت دینی و ولایت فقیه: رد مهدویت، مرجعیت دینی، ولایت فقیه.

* وهابیت: نشر اندیشه ها، شخصیت سازی، ارجاع به کتب و منابع این گروه فکری.


اسامی کتب ایشان هنجار شکن و شعار زده و تخریبی و حمله کننده است و این در حالی است که شخصیت های علمی کتاب هایشان را مبتنی بر موضوع  و مسأله انتخاب می کنند.

مبانی سلفی‌گری ایرانی؛ عقل‌گرایی تجربی - قرآن بسندگی

مبانی سلفی‌گری ایرانی؛ عقل‌گرایی تجربی - قرآن بسندگی

سومین مدرسه تابستانی کلام امامیه

نشست پنجم: مبانی سلفی‌گری ایرانی؛ عقل‌گرایی تجربی - قرآن بسندگی

دکتر محمدحسین منتظری

بخش اول

دریافت صوت

بخش دوم

دریافت
حجم: 2.41 مگابایت


دریافت پاورپوینت استاد
حجم: 1.73 مگابایت

جریان‌شناسی سلفی‌گری ایرانی

جریان‌شناسی سلفی‌گری ایرانی

سومین مدرسه تابستانی کلام امامیه

نشست چهارم: جریان‌شناسی سلفی‌گری ایرانی

دکتر محمدصفر جبرئیلی

دریافت صوت
حجم: 29.7 مگابایت


حجم: 31 مگابایت

خلاصه‌ای از مباحث ارائه شده:


1. پیشینه‌ی جریان #سلفی_گری_ایرانی  را می‌توان در میان شیعیان مقصره جست‌وجو کرد. 

2. برای این گروه اسامی دیگری نیز به کار رفته است؛ از جمله: قرآنیون و شیعیان التقاطی.

3. برخی شخصیت‌ها: رضاقلی (حسن) شریعت سنگلجی (م 1322)، سید احمد کسروی (م 1324)، یوسف شعار (م 1352)، علی دشتی (م 1360)، علی اکبر حکمی‌زاده (م 1366)، حیدرعلی قلمداران (م 1368)، سید ابوالفضل برقعی (م 1372)، سید محمدجواد غروی اصفهانی (م 1384)، سید اسدالله خرقانی (م 1355ق)، نعمت الله صالحی نجف آبادی، سید محمدباقر درچه‌ای.

4. شخصیت‌های اثزگذار علمی:

الف) سید ابوالفضل برقعی

* تحصیلات حوزوی داشته

* بیش از سایرین تألیف و شاگرد دارد

2) حیدرعلی قلمداران

اهل مطالعات دینی بوده؛ ولی تحصیلات حوزوی نداشته

محل زندگی: قم

3) شریعت سنگلجی

* ابتدا در تهران و سپس در نجف مدتی تحصیل کرده است

* در دوره‌ی رضاشاه در تهران ساکن می‌شود و منظومه فکری خود را ارائه می‌دهد.

4) احمد کسروی

* وی در دومین مرحله فکری خود و در کتاب شیعی‌گری انتقاداتی از تشیع کرده است. 


5. بحث امامت بیش از همه چیز و در مرکز بیانات این افراد است.

6. برخی آثار مهم: 

  • شاهراه اتحاد - حیدرعلی قلمداران

* موضوع: ابطال نصوص وارد شده بر امامت. 

  • کسر الصنم (بت شکن: یا عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول) - برقعی

* موضوع: نقد احادیث اصول کافی (عمدتاً کتاب الحجة)

  • توحید عبادت - شریعت سنگلجی

* کتاب در فضای آثار محمد بن عبدالوهاب است و بعضی ادعا کرده‌اند ترجمه آثار وی است. 

  • اسلام و رجعت - شریعت سنگلجی

* کتاب به اسم عبدالوهاب فرید چاپ شده؛ ولی ظاهراً مطالب کتاب برای شریعت سنگلجی است. 

  • شهید جاوید - صالحی نجف آبادی 
  • مکتب در فرآیند تکامل - حسین مدرسی طباطبایی 


    7. ویژگی‌های این جریان: 

    • معمولاً تحصیلات حوزوی دارند و با نظام روحانیت در ارتباط بوده‌اند. 
    • غالباً متأثر از تفکرات وهابیت بوده‌اند. (یا به سفر رفته‌اند یا با خواندن آثار متأثر شده‌اند.)
    • تأثر از عقلانیت. (غالباً گرایش جدی به عقلانیت و نقدهای عقلانی داشته‌اند.) 
    • قرآنی بودن. (البته قرآن‌بسندگی با گرایش قرآنی تفاوت دارد. )
    • فاصله گرفتن از مرجعیت و روحانیت 
    • نپذیرفتن رهبری روحانیت در مسائل فکری.


    8. عواملی که باعث شدند این تفکر در دوره‌ی معاصر تبدیل به جریان شود: 

    • اجرا شدن اصلاحات مورد نظر غرب در جامعه.
    • تأثیر پذیری از وهابیت و رشد جریان وهابیت در جهان اسلام.
    • حب جاه و شهرت.
    • وجود برخی انحرافات و اشتباهات در میان عوام شیعیان، خرافات و...

    میزگرد علمی تأثیرات سلفیه بر اندیشه معاصر مسلمانان

    میزگرد علمی تأثیرات سلفیه بر اندیشه معاصر مسلمانان

    سومین مدرسه تابستانی کلام امامیه

    نشست سوم: میزگرد علمی تأثیرات سلفیه بر اندیشه معاصر مسلمانان

    با حضور اساتید محترم دکتر محمد مسجدجامعی و دکتر سید مهدی علی‌زاده موسوی

    حجم: 28 مگابایت

     

    مبانی نظری سلفیه از ابن تیمیه تا سلفیه معاصر

    مبانی نظری سلفیه از ابن تیمیه تا سلفیه معاصر

    سومین مدرسه تابستانی کلام امامیه

    نشست دوم: مبانی نظری سلفیه از ابن تیمیه تا سلفیه معاصر

    دکتر سید مهدی علی‌زاده موسوی

    دریافت صوت
    حجم: 31 مگابایت

    خلاصه‌ای از مباحث ارائه شده:

    1. در مورد سلفیه ادبیات جدی تحلیلی و انتقادی تولید نکرده ایم و آنچه تولید کرده ایم بسیار نحیف و اندک است.

    2. تعریف کلی: سلفیه کسانی هستند که از طریق مراجعه به سنت و شیوه کهن (به طور خاص سه قرن نخستین اسلام) به دنبال احیای جامعه اسلامی هستند.

    3. تقسیم بندی جریان های سلفی بر اساس تاریخ: 

    • سلفیه نقلیه : احمد بن حنبل 
    • سلفیه اعتقادیه : ابن تیمیه (قرن 7.) 
    • سلفیه سیاسی اعتقادی : وهابیت (محمد بن عبدالوهاب) 
    • سلفیه معاصر : بسیار متنوع

    4.      تقسیم بندی بر اساس موضوع

    • سلفیه تکفیری
    • سلفیه جهادی
    • سلفیه تبلیغی
    • سلفیه تنویری
    • سلفیه تعلیمی

    5.      بر اساس جغرافیا

    • سلفیه نجد 
    • سلفیه مصر 
    • سلفیه شبه قاره
    • سلفیه یمن

    6.      مبانی سلفیه:

    • مبانی عام
      • نقل گرایی
      • ظاهر گرایی
      • حس گرایی
    • مبانی سنتی: وهابیت بر اساس مبانی برخاسته از سنت های دینی خود، در مسائل زیر آراء خاصی ارائه می کنند.
      • ایمان و کفر
      • توحید و شرک
      • سنت و بدعت
      • حیات برزخی
    • مبانی جدید: بر اساس تعالیم سید قطب و تقسیم جوامع به جاهلی و اسلامی، باید مراحلی را تا رسیدن به «امت اسلامی» و «جامعه آرمانی» طی کرد: جاهلیت، هجرت، جماعت، جهاد، توحش، تمکین و امت
    جریان شناسی سلفی گری از آغاز تا دوران معاصر

    جریان شناسی سلفی گری از آغاز تا دوران معاصر

    سومین مدرسه تابستانی کلام امامیه

    نشست اول: جریان شناسی سلفی گری از آغاز تا دوران معاصر

    دکتر محمد مسجدجامعی

    بخش اول

     دریافت صوت
    حجم: 28.4 مگابایت

    بخش دوم

    دریافت صوت
    حجم: 25.4 مگابایت


    خلاصه‌ای از مباحث ارائه شده:

    • سلفی گری یک مشترک لفظی میان چند گروه است: یک گروه کسانی که به دلائل متعددی احساس کردند دوباره باید به سنت و سیره اسلام سنتی مراجعت کنند و دوم گروهی که ادامه جریان اهل حدیث هستند و امروز به عنوان وهابیت شناخته می شوند.
    • ما سه نوع وهابیت داریم: 1) #وهابیت محمد بن عبدالوهاب که غیر خود را مشرک می داند و گرایش به جهاد دارد. 2) وهابیت عبدالعزیز که با توجه به نیازهای حکمرانی تطور کرده است و غیر را بدعت گذار می داند و تکفیر می کند، ولی با آنها جهاد نمی کند و تعامل دارد. 3) وهابیتی که در دهه 80 میلادی شروع شده است.
    •  یکی از مهم ترین عوامل در پیشرفت ایدئولوژی وهابیت در منطقه نجد، مطابقت این ایدئولوژی با روحیه مردم نجد بود.
    • پس از شروع حکومت سعودی، عبدالعزیز کسانی را که به ایدئولوژی وهابیت سنتی اعتقاد داشتند سرکوب کرد و نظام ایدئولوژیک جدیدی برای حکمرانی تاسیس کرد.
    • پس از ورود تکنولوژی و مدرنیته به شبه جزیره، فرهنگ بدوی اعراب دچار یک شوک عظیم شد و جریان های سنتی وهابی شروع به انتقاد کردند. نتیجه این اعتقادات قیام جهیمان (1979) بود.
    • پس از این نظام وهابیت متوجه شد که باید توجه بیشتری به مظاهر و ظواهر دینی داشته باشد.
    • عربستان از فرصت جنگ شوروی و افغانستان استفاده کرد و عده ای از نیروهای تند روی خود را به آنجا سرازیر کرد تا در داخل کشور فرصتی برای معارضه نداشته باشند.
    • در افغانستان دو گروه سلفی با هم سنتز کردند: طرفداران وهابیت سنتی عربستانی (مانند طرفداران جهیمان) و طرفداران مصری سید قطب. نتیجه این سنتز، بعدها تولد جریان القاعده بود، اشغال کویت ضربه نهایی برای تولد این جریان بود.
    • بنا بر نگاه سید قطب، ما جامعه اسلامی و جامعه جاهلی داریم. جامعه اسلامی در جایی است که در آن همه قوانین اسلام به کلیت آن رعایت شود و جز این جامعه جاهلی است. مومنین وظیفه دارند با جامعه جاهلی مقابله کنند.


    شیخ هادی نجم‌آبادی و فکر اصلاح دینی

    عصر مشروطه را آوردگاه فکری دو سنت «ایرانی-اسلامی» و «غربی» می‌توان دانست. برخورد، تقابل، تصادم و کشمکش این دو سنت از یک سو و گفت‌و‌گو و تأثیر متقابل آن‌ها بر هم از سوی دیگر، سبب شکل‌گیری سنت‌هایی تازه در ایران معاصر گردید. در این بین اما حاملان سنت اسلامی، برخوردی یکسان با سنت غربی از خود به نمایش نگذاردند. در این دوران عده‌ای از روحانیون شیعه با دعوی اصلاح و خرافه‌زدایی از سنت دینی با روی گشاده‌تری به استقبال فرهنگ تجدد رفتند و با نیک پنداشتن مفاهیم نونمون آن فرهنگ، قرائتی نو از اسلام و مکتب تشیع ارائه کردند.

    شیخ هادی نجم‌‌آبادی (1250- 1320 ق) - معلم شیخ حسن سنگلجی (پدر شریعت سنگلجی) و سید اسدالله خرقانی- را باید یکی از تأثیرگذاران تاریخ معاصر ایران و از آغازگران نواندیشی دینی دانست. این اثرگذاری را می‌توان در روایت‌های تاریخی کسانی که او را از نزدیک می‌شناختند جست‌وجو کرد. میرزا محمدخان قزوینی که محضر شیخ را درک کرده بود، می‌نویسد: «او مجتهد، اما در باطن آزادمنش و روشن‌فکر بود... او مردم را به شک می‌انداخت و عقاید موهوم را نابود می‌کرد و آلتی برای بیداری گروه بزرگی از اجتماع بود». مهدی ملک‌زاده که پدرش، ملکالمتکلمین و از همراهان شیخ بود نیز اکثر روشن‌فکران دوره‌ی ناصری را تربیتیافتگان دبستان این روحانی بزرگ دانسته است. سید حسن تقی‌زاده، مشروطه‌خواه مشهور، نیز معتقد است که شیخ مانند سید جمالالدین بسیار آزادیطلب بود و تأثیر بزرگی در ایران داشت. شیخ هادی نجم‌آبادی از جمله افرادی بود که با «جامع آدمیت» میرزا ملکم خان نیز پیوند داشت و در برخی منابع تاریخی، از شیخ هادی نجم‌آبادی به‌همراه کسانی چون سیدمحمد طباطبایی، مسعود میرزا ظل‌السلطان (فرزند ارشد ناصرالدین شاه و حاکم مقتدر و خون‌خوار اصفهان)، شیخ ابراهیم زنجانی، محمدعلی فروغی، علی قلی‌خانی سردار اسعد و... به‌عنوان افراد قدیمی و پیش‌کسوتان فرقه‌ی فراماسونری در ایران یاد شده که البته در آن زمان با سازمان‌های فراماسونی جهانی در ارتباط نبودند.

    تنها اثر بهجای مانده از شیخ هادی نجمآبادی «تحریر العقلاء» نام دارد که می‌توان دیدگاه‌های او را در این کتاب یافت. نکته‌ی مهم این است که کتاب مورد نظر، از دست نوشته‌های شیخ -که در مجالس خود به شاگردانش انتقال می‌داده- فراهم آمده است. او این گفتارها را «قول و بیان عقلاء» می‌نامید.

    مهم‌ترین مؤلفه‌های اندیشه‌ای وی عبارتند از:

    • رجوع مستقیم به آیات قرآن برای فهم مراد آیات بدون واسطه‌ی نصوص دسته‌دوم و دسته‌سوم؛

    او مانند بسیاری از داعیان فکر اصلاح دینی معتقد است که از اسلام جز اسم و از قرآن جز خواندن، چیزی باقی نمانده است. از دید نجم‌آبادی احیای اسلام اصیل و دست‌یابی به حقیقت اسلام نه از راه اسلام تاریخی بلکه با رجوع مجدد به منابع و نصوص دسته‌اول قابل تحقق خواهد بود. به دنبال این هدف قرآن اهمیت مطلق خود را باز می‌یابد و به‌عنوان تنها نص دینی در کانون اندیشه‌های دینی و سیاسی قرار می‌گیرد.


    • خردگرایی مستقل از نصوص دینی؛

    وی معتقد بود عقل مهم‌ترین پیامبری است که بشر را به راه راست راهبری می‌کند و چنین می‌نویسد: «همیشه از جاده عقل به در نروید و کلمات بزرگان و کتب سماویه را تطبیق به عقل و شرع سابق نمایید... اگر عقل احتمال صحت در آن داد دلیل آن را بجوید دلیل قطعی دارد یا دلیلش ظنی و وهمی است یا هیچ دلیل ندارد. باید طالب دلیل باشد و وحشت نداشته باشد از آن که دلیل او را راهنمایی نماید به خلاف طریقه‌ای که اکنون در آن سیر می‌کند.»

    • نقد نصوص دسته‌دوم و سوم؛

    بر پایه‌ی عقل‌گرایی و استناد به قرآن کریم به‌عنوان نص اول، نصوص دوم یعنی اخبار و روایات و نصوص سوم یعنی کلمات بزرگان دین و کتب و آثار علما و فقها مورد نقد نجم‌آبادی قرار می‌گیرد. وی نه‌تنها حجیت خبر واحد را زیر سؤال می‌برد، حتی اتکا به خبر متواتر را نیز مفید نمی‌داند و آن‌ها را با محک عقل ارزیابی می‌کند. مخالفت شیخ هادی با بسیاری از نصوص دسته‌دوم و سوم به مخالفت با فقه می‌انجامید. نهایتاً نجم‌آبادی و مکتب وی را باید جریانی دانست که با اسلامی که بخشی از منابع آن روایات است، مخالف‌اند و چون فقه نیز بر روایات متکی است با آن هم به‌گونه‌ای از در مخالفت درمی‌آیند. پیروان این جریان به روایات اهمیتی نمی‌دهند و تکیه‌محوری آنان در اصلاح‌طلبی بر خردگرایی و رجوع مستقیم به قرآن است.

    • پیرایش دین از خرافات و تعصبات؛

    نجم‌آبادی با توجه به خردگرایی و قرآن محوری به این نتیجه دست می‌یابد که آن‌چه اکنون از دین در اختیار ماست، اسلام خالص نیست؛ بلکه اسلامی است که گرد خرافات، تعصبات و تحریفات بر آن نشسته است. بسیاری از مصداق‌های انحطاطی مورد توجه شیخ را می‌توان در واژه‌ی «غلوّ» خلاصه کرد. وی از جمله طرق شرک را غلو می‌داند و از نظر او یکی از مهم‌ترین اعتقادهای باطلی که شیعیان را از اصل اسلام دور کرده است، بزرگداشت بیش از اندازه‌ی اولیای خداست.

    • سلف گرایی؛

    ارزیابی وضع جوامع اسلامی و مقایسه‌ی آن با دوران گذشته نجم‌آبادی را به این نتیجه می‌رساند که اسلام امروزین از اسلام اولیه بسیار دور شده است. بدین سان در اندیشه او به‌گونه‌ای سلفی‌گری و آرزوی بازگشت به گذشته برمی‌خوریم. البته سلف‌گرایی همواره با خردمحوری همراه است. شیخ هادی که در این اندیشه سخت تحت تأثیر آرای سیدجمال الدین بود، ظاهراً بازگشت عظمت مسلمین را در بازگشت به سیره‌ی سلف صالح می‌دانست و می‌گفت: «انصافاً اگر ما اهل اسلام، مثل زمان اول اسلام رفتار نماییم و تأسّی به حضرت خاتم، چون اتباعش نموده عبادت و عدالت و سیاست و اخلاق پسندیده را چنان که از ایشان مأثور است به‌کار بریم، از اهل ملل به‌سوی ما راغب خواهند شد.»

    • رویکرد انتقادی شدید به مذهب تشیع؛

    در نگرش شیخ هادی، انحطاط اسلام با ظهور فرقه‌های گوناگون حاصل شد که از جمله رئوس آن‌ها، فرقه‌ی شیعه و در آن میان گروه امامیه اثنی‌عشریه است. وی معتقد است شیعیان چنین می‌اندیشند که چون ولایتشان صحیح است و تعزیه‌داری می‌کنند، هر عمل ناشایستی که انجام دهند، در روز قیامت حل و فصل خواهد شد و بر همین اساس اموال خود را بهجای استفاده در کارهای مفید، برای این مقصود (گریستن و گریاندن) صرف می‌کنند. به اعتقاد وی شیعیان چنان می‌اندیشند که قرآن تحریفشده و ناقص است و قرآن اصلی و کامل -به ترتیبی که نازل شده- در نزد امام غائب است. از نظر نجمآبادی شیعیان، قرآن هدایتگر را از مبین بودن و مبیّن بودن انداخته و دل خوش‌اند که بعد از اعتقاد به کفایت ولایت امامان برای نجات، تنها تعزیه‌داری و گریستن و گریانیدن بر حضرت امام حسین و اصحابش، از اعمال عبادی مورد رجحان است. شیخ هادی برخی اعتقادات شیعه را با عقاید یهود و نصارا مقایسه نموده و می‌نویسد: «چنان‌که می‌گفتند: چون ما از بنی اسرائیل هستیم و خدا ما را برگزیده است، یا به حضرت عیسی گرویده، یا شیعه‌ی علی بن ابی طالب هستیم، یا گریه بر امام حسین نموده‌ایم، در قیامت معذب نیستیم. یا آخرالامر به شفاعت شافعین نجات خواهیم یافت.» او در بخشی دیگر از کتاب خود معتقدان به شفاعت را «غافلان از حقیقت توحید» می‌خواند و دستور می‌دهد که ایمان به خداوند باید «بلا شفیع» باشد. در فرازی دیگر نیز چنین مینگارد که برخی کسانی که به معصیت میل دارند، باوری را برمیگزینند که عفو و خلاص از عقاب آخرت در آن باشد؛ پاک شدن گناهان به سبب بکا بر حسین و اعتقاد به «حب علیٍ لایضرّه سیّئة» نمونه‌هایی از این باورهاست.

    • انتقاد به فقهای سنتی؛

    وی معتقد بود شخص بی‌دین تا به لباس اهل زهد و تقوی درنیاید، نمی‌تواند مردم را اغوا کند و از حق برگرداند. او درباره پیامد انتقادات خود هم می‌نویسد: «اگر این گفت‌وگو را در نزد بعضی عوام از اهل تدلیس و تلبیس بنمایی فریاد می‌کند که کافر شدی. هرکس به کفش عالم بی‌احترامی کند بی‌احترامی به خدا و پیغمبر کرده».


    منابع برای مطالعه بیشتر

    1. براون، ادوارد، انقلاب ایران، ترجمه احمد پژوه، تهران، کانون معرفت، 1338.
    2. جعفریان، رسول، جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی ایران از روی کار آمدن محمدرضا شاه تا پیروزی انقلاب، تهران، خانة کتاب، 1387.
    3. حائری، عبدالهادی ، تشیع و مشروطیت و نقش ایرانیان مقیم عراق، انتشارات امیرکبیر، 1381.
    4. ملک زاده، مهدی ، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، کتاب اول، انتشارات علمی، تهران، 1363.
    5. نجم آبادی، هادی، تحریر العقلاء، به اهتمام مرتضی نجم آبادی، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1378.

    سلفی‌گری ایرانی چیست؟

    سلفی‌گری ایرانی نام جریانی است که از اواخر دوران مشروطه - به ادعای خود - با هدف ضدیت با خرافات ایجاد شد که طبعاً با تعریف خرافه از نگاه افراد مختلف، متفاوت بود. از این جریان با عناوینی چون جریان‌های تجدید نظر طلب در عقاید شیعه یا گرایش‌های شبه وهابیت در شیعه نیز یاد می‌شود. این جریان دعوی اصلاح‌گری در دین و عقاید شیعه را داشت؛ اما در این میان، برخی از چهره‌ها، در انتقاد بسیار تندروی کردند؛ به‌حدی که در جریان به ظاهر اصلاح‌طلبانه، به بازگشت از دین و در نهایت به ارتداد رسیدند. عدّه‌ای نیز تنها به ایجاد تغییر در برخی از موارد اشاره داشتند و از روی تقیه یا اعتقاد یا ملاحظات دیگر، از آن حد تجاوز نمی‌کردند.

    در دوره‌ی رضاخان، هم‌زمان با اوج‌گیری گرایش به غرب، فعالیت‌های جریان اصلاح دینی و مبارزه با خرافه‌گری نیز به‌شدّت افزایش یافت. در این زمان غرب‌گراها در راستای اهداف خود در این زمینه فعالیت کرده،‌ مبارزه با خرافه را به‌صورت یک ارزش فرهنگی درآوردند و از طریق آنان این مسئله به دین و مظاهر و شعائر مذهبی نیز کشیده شد. در واقع کلمه‌ی «خرافه» یکی از اصطلاحات کلیدی دینی در دوره‌ی رضاخان و پس از آن به شمار می‌آید.

    در مجموعه‌ی سال‌هایی که ایران تحت سیطره‌ی دولت پهلوی بود، چندین نفر با گرایش‌های فکری خاص و با تأکید بر اصلاح‌گری در دین و مذهب در صحنه‌ی فکری ایران ظهور کردند. بسیاری از این افراد، روحانیونی بودند که به‌مرور تحت تأثیر فرهنگ تجددخواهی روزگار مشروطه و بعد از آن، خود به جرگه‌ی اصلاح‌طلبان تجدید نظرطلب پیوستند و البته به ظاهر هنوز برای اسلام دل می‌سوزاندند. مطمئناً این افراد در مسائل مختلف با یکدیگر همسان نبودند، اما امکان این که آنان را براساس اصولی خاص در یک مجموعه قرار داد، وجود دارد. در یک نگاه کلی، برای این گروه که نسلی از آنان تا به امروز در همان قالب‌های پیشین و گاه با تأکید بر برخی از وجوه تازه به فعالیت خود ادامه می‌دهند، می‌توان ویژگی‌های زیر را بر شمرد:

    1) قرآن‌گرایی و بی‌اعتنایی به حدیث.

    نتیجه‌ی این گرایش فکری در موارد بسیاری قابل مشاهده است. برای مثال در مورد نماز جمعه، با تمسک به ظاهر قرآن در سوره‌ی جمعه و بدون توجه به احادیث، به وجوب اقامه‌ی جمعه فتوا می‌دادند یا خمس را جز در غنایم جنگ ثابت نمی‌دانستند و آن‌چه را که در روایات آمده، انکار یا به‌شکلی دیگر توجیه می‌کردند. (فرضاً بر زکات تطبیق می‌دادند.)

    2) تأثیر پذیری از نگرش وهابی - سلفی که مقابله با بسیاری از مظاهر مذهبی و اعتقادات امامیه در قالب ادعای اصلاح‌طلبی و مبارزه با خرافات.

    تردید جدی در آموزه‌های خاص اعتقادی شیعه هم‌چون آموزه‌ی ولایت به معنای سرپرستی، ولایت تکوینی، علم غیب ائمه، رجعت، شفاعت و نیز انکار زیارت قبور، بزرگداشت موالید ائمه، ساختن حسینیه، مساوی دانستن حرم‌های مطهره با سایر زمین‌ها، تردید در نسبت طهارت به حضرت فاطمه‌ی زهرا، شهادت ثالثه در اذان، سجده بر تربت و ... از جمله مسائلی است که به‌طور معمول متأثر از سنیان سلفی توسط این جریان طرح می‌شود. در سالیان اخیر گروه‌هایی از سنیان سلفی به نقش برخی از اصلاح‌طلبان افراطی در شیعه پی برده، در اندیشه‌ی تقویت آنان هستند تا جامعه‌ی شیعه را بیش‌تر تحت فشار قرار دهند.

    3) تأثیر پذیری از سلفیه از یک سو و از نوعی خردورزی حسگرای دوران تجدد از سوی دیگر.

    آنان در ادامه‌ی دوران تجدد و مدرنیته دست به پیرایش اعتقادات شیعی با معیارهای خاص دنیای مدرن می‌زنند و این مطالب را از آن زاویه مطرح می‌کنند. برخی از این گرایش‌ها براساس نوعی علم‌محوری و تجربه‌گرایی به انکار برخی آموزه‌های اعتقادی امامیه هم‌چون ولایت تکوینی ائمه و علم غیب می‌پردازند.

    4) فاصله گرفتن از مرجعیت رسمی دینی و روحانیت در بُعد فکری و دین‌شناسانهی آن از یک سو و عدم پذیرش رهبری آن از سوی دیگر.

    این ویژگی، بیش‌تر افراد تجدید نظر طلب را به مبارزه با روحانیت کشانده است.

    مهم‌ترین افراد این جریان عبارتند از: 1) شیخ هادی نجم‌آبادی (۱۲۵۰-۱۳۲۰ق)؛ 2) سید اسدالله میراسلامی خارقانی موسوی معروف به خرقانی (1217- 1315ش)؛ 3) شیخ محمد خالصی‌زاده (1270 - ۱۳۴۲ش) فرزند شیخ محمدمهدی خالصی؛ 4) احمد کسروی (1269 1324ش)؛ 5) علی‌اکبر حکمی‌زاده (1242- 1320ش). 6) محمدحسن (رضاقلی) شریعت سنگلجی (1269- 1322ش)؛ 7) میرزا یوسف شعار (1281 1351ش)؛ 8) حیدرعلی قلمداران (1290 1368ش)؛ 9) سید ابوالفضل برقعی (۱۲۸۷ ۱۳۷۰ش)؛ 10) محمدجواد غروی اصفهانی (1291 1384ش)؛ 11 ) سیدصادق تقوی (ت 1292ش)؛ 12) نعمت‌الله صالحی نجف آبادی (1302 1385ش)؛ 13) مصطفی حسینی طباطبایی (ت 1314 ش).

    غالب افراد نام‌برده کتاب‌های متعددی دارند که با ادعای پالایش اعتقادات دینی شیعه از خرافات و غلو به رشته تحریر درآورده‌اند. در نوشته‌های بعدی به پاره‌ای از آن نگاشته‌ها اشاره خواهد شد.